|
موضوعات وعناوین پایان نامه های دانشجویان رشته معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات 82
|
|
|
|
||||
|
پس از ارتباط با دکتر اشتریان ، دکتر یک سوال از من کرد:
فرضیه هم داری؟ گفتم بله فرضیاتی دارم. اما برای آشنایی با نظراتش مرا ارجاع داد به مقاله خودش با نام "پژوهش با فرضیه آغاز می شود نه با پرسش!" . من قرار نیست برگردم به درس روش پژوهش دو سال پیش اما این مطلب را برای دوستانی می گذارم که در سالهای بعد به این وبلاگ مراجعه می کنند یا اینکه هم اکنون روی هوا و بدون فرضیه مناسب به پیش می روند.
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 21:4 توسط دانشجویان 82ای
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
ككتابها *صالحي راد، حسن؛ مجالس تعزيه؛ سروش؛ 1380 *محدثي، جواد؛ هنر مكتبي؛ مديريت فرهنگي،هنري معاونت پرورشي؛1368 *شهيدي، عنايت الله؛ پژوهشي در تعزيه و تعزيه خواني از آغاز تا پايان دورهي قاجار در تهران؛ با همكاري كميسيون ملي يونسكو در ايران؛1380 *عناصري، جابر؛ درآمدي بر نمايش و نيايش در ايران؛ انتشارات واحد فوق برنامه بخش فرهنگي دفتر مركزي جهاد دانشگاهي؛ دو جلد؛ 1366 *شهرياري، خسرو؛ كتاب نمايش؛ موسسه انتشارات اميركبير؛ جلد اول و دوم *چلكوفسكي، پيتر؛ تعزيه هنر بومي پيشرو ايران؛ ترجمه داود حاتمي؛ شركت انتشارات علمي و فرهنگي ؛ 1367 *تقدسي نيا، خسرو؛ 72 پرسش پيرامون حماسه كربلا *باهنر، ناصر؛ رسانهها و دين؛ مركز تحقيقات صدا و سيما؛ 1387 *چلكوفسكي، پيتر؛ تعزيه در ميان مسلمانان شيعه؛ تهران؛ انتشارات يازدهمين جشنواره سراسري تئاتر فجر؛ 1372 *حسين بيگي، محمدرضا؛ تهران قديم؛ تهران؛ نشر مقصودي؛ چاپ چهارم؛ 1377 *خوشنويسان، بهيه؛ نقش لباس در تعزيه؛ تهران؛ انتشارات يازدهمين جشنواره سراسري تئاتر فجر؛ 1372 *ملك پور، جمشيد؛ ادبيات نمايشي در ايران؛ جلد اول؛ تهران؛ انتشارات توس؛ 1363 *وثوقي، افضل؛ تعزيه تأثر تمام؛ مشهد؛ انتشارات اداره كل فرهنگ خراسان؛ بي تا *محسنيان راد، مهدي؛ ايران در چهار كهكشان ارتباطي؛ سروش؛ 1384 *ملوين دفلور- اورت اي.دنيس؛ شناخت ارتباطات جمعي؛ ترجمه سيروس مرادي؛ زير نظر دكتر ناصر باهنر؛ انتشارات دانشكده صدا و سيما؛ 1383 *مستوفي، عبدالله؛ شرح زندگاني من؛ جلد اول *تقيان، لاله؛ دربار، تعزيه و تئاتر در ايران؛ بي جا *بكتاش، سايل و فرخ غفاري؛ تئاتر ايراني؛ جشن هنر شيراز؛ 1350 *پتروشفسكي،آ؛ اسلام در ايران؛ ترجمه كريم كشاورز؛ تهران؛ انتشارات پيام؛ 1354 ممقالات *روان، شيرمحمد؛ "روشهاي سنتي ارتباط رسانههاي گروهي مدرن"؛ ترجمه ماريا ناصر؛ رسانه؛ 4(زمستان 1377). *گلي زواره، علامرضا؛ معرفي، نقد و بررسي كتاب مجالس تعزيه؛ كتاب ماه(دين53) و 54 *بي نا؛ پيشينه تاريخي تعزيه؛ نشريه حرم،67. *نجوا، ابوالحسن؛ از آخرين نسل خنياگران ايران تا امروز؛ مكاتب، سبكها و شيوههاي موسيقي و آواز تعزيه در ايران؛ اعتماد8/2/1384 *خاستگاه و شكل گيري تعزيه در ايران؛ نشريه راه مردم8 و 15؛ 22/5/80 *حاتمي، داود؛ ابزار و رسانههاي تبليغي اسلام، تعزيه خواني؛ سياست روز15/11/1384 *مصطفي زاده، محسن؛ آنچه خود داشت...(معرفي مراسم تعزيه) ؛ نگاه حوزه69 و 72 *بلوكباشي، علي؛ تأملي بر كاركردهاي روان- اجتماعي تعزيه خواني؛ هنر و مردم *بي نا؛ تعزيه، نمايش مذهبي ايران؛ ايران شناخت 16 و 17 *بي نا؛ تعزيه و تعزيه خواني؛ صف241 *عربشاهي،م؛ تعزيه در گذر از تاريخ تشيع، نگاهي به پيشينه، آداب و مراسم تعزيه خواني؛ جمهوري اسلامي، 22/1/79 *علي بيگي(ورجاني)، ابوالفضل؛ تحليلي بر تعزيه و شبيه خواني؛ اطلاعات 3/3/1379 *عناصري، جابر؛ تجلي قرآن مجيد در مجالس شبيه خواني تعزيه؛ سروش؛ 919 *بي نا؛ تعزيه آميختهاي از سجع و موسيقي در نمايش؛ انتخاب13/1/1379 *وحداني، اديب؛ اگر تعزيه نبود...، موسيقي تعزيه؛ ايران جوان89 *بي نا؛ هنر نمايشي در ايران و اسلام؛ پژوهشي در منابع تاريخي تعزيه؛ كلك98 *فريام منش، مريم؛ نماد آزادي و مرگ؛ بي جا *چلكوفسكي، پيتر؛ بن بست جهاني تئاتر؛ مجله جوانان 1356 *حسين زاده، آناهيتا؛ ادبيات و منابع تعزيه و تعزيه خواني؛ بي جا *ناصر بخت، محمدحسين؛ تعزيه، هنر ديني؛ نمايش26 و 27 *مجيدي خامنه، فريده؛ تكيه دولت، خاستگاه احياء تعزيه؛ گلستان قرآن104 *بي نا؛ نگاهي كوتاه به تعزيه؛ اطلاعات25/1/79 *بي نا؛ گنجينهاي كه به دور افكندهايم، نگاهي به روند شكلگيري و تحول تعزيه و جايگاه امروزي اين *هنر در ايران؛ ياس نو21/12/1381 *بي نا؛ شبيه خواني و تعزيه شاد، ميراثي ديگر از فرهنگ و هنر؛ ابرار14/8/1382 *بي نا؛ مختصري درباره تكامل نمايشي تعزيه؛ قدس13/2/1377 *فراز و فرود نمايش قدسيانه تعزيه در فرآيند تحولات اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي جامعه ايران در گفت و گويي با دكتر علي بلوكباشي؛ كتاب ماه(هنر43 و 44) *عزيزي، علي؛ پيش خواني در تعزيه؛ فصلنامه تئاتر29 و 30 *مهدوي نيا، طاهره؛ براي تو اي عشق آتشين، دمي ز رود خون گذر كردم( نگاهي به نقش و جايگاه تعزيه در سوگواري ماه محرم)؛ نشريه آزاد24/1/1379 *تعزيه در ايران در گفت و گو با صادق همايوني؛ همشهري31/1/1378 *نصري اشرفي، جهانگير؛ چهارچوب اصلي موسيقي تعزيه، موسيقي رديفي است؛ مقام موسيقايي5 *عباسي، اسماعيل؛ نمايش مردمي؛ همشهري13/12/1382 *ميركشرايي، احمد؛ فرمانرواي شهيد اسطوره ايراني، تعزيه: نمايش رويدادهاي تاريخي و تجلي اسطوره در فرهنگ عامه؛ اعتماد28/1/1382 *ناصربخت، محمد حسين؛ شبيه خواني، نمايش مقدس؛ فصلنامه تئاتر20 و 21 *شايان، عليرحم؛ دست اندركاران تعزيه در گذر تاريخ؛ فرهنگ بام ايران،8 *حسام مظاهري، محسن؛ غلبه تعزيه بر روضه؛ همشهري ماه13 *بي نا؛ تفسيري از يك ضرب المثل در تعزيه؛ فصلنامه تئاتر؛ پاييز1380 *بي نا؛ سازگاري تعزيه خواني با ساختار اجتماعي- فرهنگي جامعه؛ اطلاعات31/2/1380 *گلي زواره، غلامرضا؛ زنان در تعزيه(1 و 2)؛ پيام زن،109 و 110 *امين، سيد حسن؛ هنر نمايشي در ايران و اسلام، پژوهشي در منابع تاريخي تعزيه؛ كلك98 *ميرعلينقي، عليرضا؛ موسيقي در تعزيه؛ انديشه جامعه5 *زماني، ماهك؛ موسيقي دوصدايي ريشه در سينهزني دارد(گفتگو با حاتم عسگري درباره موسيقي تعزيه)؛ اعتماد19/12/1382 *بي نا؛ موسيقي خادم متن است (ارتباط تعزيه با موسيقي)؛ ابرار21/12/1381 *بشارتي، محمدجواد؛ موسيقي تعزيه و پيشينه آن(نمايشي موسيقايي)؛ جام جم29/11/1383 *بي نا؛ برجستهترين موسيقي مذهبي جهان (پژوهشي در قلمرو موسيقي تعزيه)؛ ابرار29/1/1381 *بي نا؛ گام به گام با موسيقي تعزيه (پژوهشي در قلمرو موسيقي تعزيه)؛ ابرار15/1/1381 *شهيدي، عنايت الله؛ موسيقي تعزيه؛ نشريه موزهها34 *بي نا؛ نقش موسيقي در نمايش تعزيه؛ كار و كارگر13/2/1377 *گلي زواره، غلامرضا؛ كند و كاوي در نسخههاي تعزيه؛ آينه پژوهش61 *عزتي، عباسعلي؛ تعزيه، نمايش مذهبي ايران؛ ايران شناخت16 و 17 *فرقاني، محمد مهدي؛ درآمدي بر ارتباطات سنتي در ايران؛ نمايه پژوهش،6 (زمستان1379) *توسلي، محمود؛ حسينيهها، تكايا، مصلاها؛ دركياني، محمديوسف؛ معماري ايران در دوره اسلامي (مجموعه مقالات)؛ تهران؛ چاپخانه ارشاد اسلامي؛ 1366 پايان نامهها *تنكابني، فرزانه؛ بررسي و شناخت تعزيه، به عنوان وسيله ارتباطي سنتي در ايران؛ پايان نامه فوق ليسانس تحقيق در ارتباط جمعي؛ مدرسه عالي تلويزيون و سينما؛1357 *باهنر، ناصر؛ رسانهها و دين (از رسانههاي سنتي اسلامي تا تلويزيون)؛ پايان نامه دكتراي فرهنگ و ارتباطات؛ دانشگاه امام صادق(ع)
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387ساعت 16:0 توسط دانشجویان 82ای
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||||||||||||||||
|
بسم الله الرحمن الرحیم دین و فرهنگ و ارتباطات دین و رسانه عنوان : بازنمایی عفاف در تلویزیون جمهوری اسلامی ایران : تحلیل سیاستها و برنامه ها کلید واژه ها: عفاف – روابط زن ومرد – تلویزیون – سیاستگذاری – برنامه ریزی مسئله: نمایش روابط زن و مرد در فیلمهای تلویزیون جمهوری اسلامی ایران تا چه میزان با عفاف اسلامی هماهنگ است؟ سوال اصلی: 1) رسانه ملی(تلویزیون) تا چه میزان دیدگاههای اسلامی در باب عفاف را در سیاستهای اعلامی خود رعایت کرده است؟ 2) رسانه ملی (تلویزیون) تا چه میزان در سریالهای خود، عفاف اسلامی را در روابط زن و مرد رعایت کرده است؟ سوالهای فرعي: ارتباطات براساس عفت و حیا چگونه در جامعه دینی شکل می گیرد؟ شاخصه های وجود عفت در یک جامعه اسلامی چیست؟ طرح مسئله: از زمان پیدایش آدم ابوالبشر برروی زمین نمودهای عفت نیز ظاهر شد چنانکه قرآن کریم می فرماید ایشان زشتیهای خود را با برگ درختان پوشاندند.(طه/121) در لغت عفاف ورزيد، يعنى در گفتار و كردار، از آنچه كه حلال نيست، دورى جست و خويشتن دارى نمود. (شرتونى لبنانى، اقرب الموارد، ج 2، ص 803) معنای خاص عفت به پاکدامنی و ارتباط محرم و نامحرم، زن و مرد اشاره دارد.( راغب اصفهانى، معجم مفردات، ج1 ص 573) عفت و حیا که جزء جدایی ناپذیر دین و ایمان بشمار می رود (اصول كافى، ج 3، ص 165) همیشه مورد توجه جوامع و تفکر های مختلف بوده است. مکتب های مادی گرایانه غربی که ریشه در دیدگاه های افرادی چون راسل و فروید دارد هرگونه قیدی در روابط جنسی را موجب اضطراب و التهاب در جامعه معرفی کرده که مانع پیشرفت و رسیدن به سود خواهد شد.(راسل، زناشویی و اخلاق، صص36-62) دین اسلام نیز روابط زن و مرد را براساس عفت تبیین می کند و لوازمی را برای آن قرار می دهد. روابط زن و مرد در هر بخشی از یک جامعه اسلامی براساس عفت و حیا است، یعنی روابط با توجه به شخصیت انسانی افراد برقرار شود و هرگونه تعرضی در کلام، نگاه و رفتار در این روابط مذموم بوده و چنین افرادی همانگونه که در قرآن ذکر شده مریض القلب دانسته می شوند.(احزاب/32) وقتی عفت و حیا در جامعه ای برقرار شد و حکمرانی کرد، مرد و زن به خودی خود با وجود ارتباطات گسترده از هرگونه تعرضی شرم کرده و روابط براساس اهداف دیگری غیر از لذات شهوانی شکل خواهد گرفت. باید دقت داشت منظور از حکمرانی عفت در روابط زن و مرد به معنی قطع روابط نیست بلکه به معنای انسانی شدن این روابط و خالی شدن آن از هر قصد سوءی است. در هر رابطه ای که انسان برقرار می کند ناگزیر از انتخاب هدف است. منظور از عفت انتخاب هدف و قصدی جز لذات شهوانی در روابط زن و مرد است. جامعه ایران بعد از پیروزی انقلاب اسلامی مدعی تشکیل یک جامعه دینی است که باید قوانین اسلامی در آن برقرار بوده و در عیان مردم نیز مشهود باشد. یکی از نمودهای جامعه دینی وجود عفت عمومی و صیانت از این ارزش است که خود را در پوشش، روابط کلامی و غیر کلامی زن و مرد در محیط اجتماع، رسانه ها و ... نشان می دهد. از این حیث امر عفاف و حجاب همیشه مورد توجه مسئولان فرهنگی و رسانه ای کشور قرار داشته که چگونه می توان به ترویج ارزشهای اسلام در امر عفاف پرداخت؟ البته قابل ذکر است که در این موقعیت دستگاه های رسانه ای امپریالیسم غربی نیز در جهت براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران و از بین بردن ارزشهای اسلامی تلاش مجدّانه ای را در از بین بردن عفاف در کشور بکار بسته اند، که شرایط جدیدی را نسبت به زمانهای گذشته بوجود آورده است. رسانه ملی و بخصوص تلویزیون جمهوری اسلامی ایران نیز از حیث گستردگی مخاطبان خود نسبت به دیگر رسانه ها از جایگاه مهمی در حفظ و نشر ارزشهای اسلامی و بخصوص صیانت از عفت عمومی در جامعه برخوردار است. تحلیل سیاستهای ابلاغی سیمای جمهوری اسلامی به فیلمسازان و بررسی فیلمهای تلویزیونی در بازنمایی عفاف از جامعه اسلامی به ما نشان می دهد که تلویزیون و سیاستگذاران رسانه ای آن تا چه اندازه به حفظ عفت توجه دارند. همچنین وقتی این بررسی با مصاحبه هایی با فیلمسازان تلویزیونی همراه شود می توان به علتهای رعایت یا عدم رعایت عفاف در فیلمها دست یافت. به عبارت دیگر در پژوهش دینی به یک مدل ارتباطی محرم و نامحرم در جامعه دینی دست می یابیم که با توجه به شاخصه های بدست آمده از این پژوهش به تحلیل محتوای سیاستهای ابلاغی صدا و سیما در مورد رعایت عفاف از یک طرف و چگونگی وجود عفاف در فیلم های تلویزیونی با تحلیل محتوای چند فیلم از طرف دیگر می پردازیم. البته از آنجا که مفهوم عفاف بسیار وسیع است، این مفهوم را به روابط زن ومرد در حوزه ارتباطات کلامی و غیر کلامی تقلیل می دهیم. یعنی تمام آنچه که در روابط زن و مرد اعم از نگاه، کلام و رفتار درگیر است موضوع تحلیل محتوای تحقیق قرار می گیرد، نتایج تحلیل محتوا در مصاحبه با تولید کنندگان فیلمها قرار گرفته و در نتیجه به پیشنهاد شاخصهای عفاف در روابط زن و مرد برای ممیزی و چگونگی پرداختن به صحنه های روابط زن و مرد در فیلم های تلویزیونی خواهیم رسید. چارچوب تئوریک این تحقیق نظریات هنجاری رسانه ها با تقسیم بندی شش گانه مك كوئل (استبدادي ، ليبرالي ،مسئوليت اجتماعي ،كمونيسم روس، توسعه بخش ومشاركت ، دموكراتيك) خواهد بود.
+
نوشته شده در جمعه بیست و چهارم خرداد 1387ساعت 10:41 توسط دانشجویان 82ای
|
|
|||||||||||||||||||
|
|||||||||||||||||||
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||
|
بسم الله الرحمن الرحيم ميثم حيدري عنوان: الگو و روش دعوت به اسلام در کشورهاي غير اسلامي مطالعه موردي: آسيب شناسي شيوه هاي تبليغاتي طلاب خارجي جامعه المصطفي العالميه بيان مسئله: دين اسلام متعلق به تمام بشر و انسانها مي باشد وهمه انسانها ذاتا مسلمان فطري مي باشند اما موانع بسياري باعث مي شود تا حداقل بسياري از انسانهايي که داراي فطرت بيداري هستند و تشنه حقيقت به اسلام شرعي نرسند و مسلمان نباشند. يکسري از عوامل مربوط به محيط و شرايط فرهنگي جوامع و کشورهاي غير اسلامي مي باشد از جمله مهمترين اين موانع، فرهنگ حاکم و مسلط بر انسانهاست، که يکسري از مسلمات عملي و نظري از ارزشها، باورها، اداب و... مانع از پذيرش اسلام مي شود. عوامل ديگر مربوط به تبليغات منفي عليه اسلام و تصوير سازي منفي از اسلام در غرب مي باشد و در کنار اين موضوع، فعاليتهاي تبليغاتي اديان ديگر وجود دارد. عوامل ديگر متوجه مسلمانها و فعاليتهاي تبليغاتي انهاست، که مشکل اصلي مسلمانها هم درتوليد محتواي متناسب با فرهنگهاي مختلف و هم در انتقال و توزيع مناسب انها با استفاده از شيوه ها و روش پيشرفته و موثر تبليغ در جهان امروز مي باشد. اين مشکلات در سطوح مختلف مي باشد. 1- سطح کشورها ( به طور وسيع) 2- در سطح گروههاي خيلي بزرگ و موسسات و تشکيلات(متوسط) 3- در سطح فردي و سازمانهاي کوچک( کوچک). و همچنين وضعيت عمومي مسلمانان هم از عمده ترين مشکلات دعوت به اسلام مي باشد: فاصله زياد اعمال و رفتار مسلمانان و دولتهاي اسلامي با اسلام، بار سنگين به جا مانده از تاريخ اسلام و غير اسلام ، دشمنيها، استعمار غرب، تبليغات منفي از اسلام و ... در کنار اين موانع و عوامل سلبي فرصتها و نقاط قوت زيادي براي دعوت به اسلام وجود دارد و مهمترين ان نقاط قوتي که در تعاليم والاي اسلام و خود اسلام است که متناسب با فطرت انساها مي باشد. و از طرفي فرصتهاي زيادي با توجه به ضعف اديان ديگر در پاسخگويي به نياز فطري انسانها و به بن بست رسيدن نظام مادي غرب و نا اميدي از نظام موجود در دنيا وجود دارد. بنابراين وجود طرح ، برنامه، روشهاي موثر و مناسب با فرهنگهاي مختلف براي دعوت به اسلام که با غلبه بر موانع دعوت و استفاده از هر گونه روش و تکنيکي براي معرفي اسلام لازم و ضروري مي باشد. که ان شاءالله در اين مطالعه سعي مي شود براي رسيدن به الگويي مناسب علاوه بر مطالعات نظري با اسيب شناسي فعاليتهاي تبليغاتي مبلغان خارجي و بررسي وضعيت موجود انها بتوان يک الگو و وضعيت مطلوب در اين قسمت ارائه کرد. سوال اصلي: - شيوه ها و روش هاي دعوت به اسلام در فرهنگهاي مختلف چگونه است؟ سوالات فرعي: - موانع بيروني جدي در دعوت به اسلام که با ان مواجه هستيم چيست؟ - فرصتها و نقاط قوت در دعوت به اسلام چيست؟ - مبلغان از چه شيوه هايي در تبليغ خود استفاده مي کنند؟ - ضعفها و کاستي هاي دروني در دعوت به اسلام چيست؟
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 14:36 توسط دانشجویان 82ای
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
||||
|
سلام دوستان
خیلی خوشحالم که امشب مطالب برخی از شما را خواندم و نظراتی را نیز گذاشتم که خوشحال خواهم شد آنها را یا در قسمت نظرات یا در ذیل مطالعه فرمایید و نظرات خود را به من انتقال دهید . ان شاء الله بقیه دوستان را در فرصت دیگری مطالعه می کنم. در صورت تمایل دکمه ادامه مطلب را انتخاب نمایید. بارگذاری اول در ۲۱/۳ بارگذاری دوم در۲۲/۳ بارگذاری سوم در ۲۳/۳ ادامه مطلب
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387ساعت 23:42 توسط دانشجویان 82ای
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
|||||||||||||||||
+
نوشته شده در دوشنبه بیستم خرداد 1387ساعت 7:40 توسط دانشجویان 82ای
|
|
||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||
|
|
|
|||||||||||||||
|
تاملی بر موسیقی عامه پسند در ایران: رپ فارسی/ بخش سوم
+
نوشته شده در دوشنبه بیستم خرداد 1387ساعت 0:3 توسط دانشجویان 82ای
|
|
||||||||||||||||
|
||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||
+
نوشته شده در یکشنبه نوزدهم خرداد 1387ساعت 18:15 توسط دانشجویان 82ای
|
|
|||||||||||||||||||||
|
|||||||||||||||||||||
|
|
|
||||
|
تاملی بر موسیقی عامه پسند در ایران: رپ فارسی/ بخش دوم
اکنون دیگر رپ در ایران، در میان نوجوانان و جوانان به کرات شنیده می شود.هر هفته انبوهی از ترانه های رپ تازه به فارسی روی اینترنت قابل دسترسی است.هرچند روز وبلاگ های تازه ای به این مسئله می پردازند.وبلاگ های شخصی و گروهی آماتوری، فراگیرترین رسانه های رپ فارسی است که به تولید نمادین این ژانر موسیقیایی می پردازند.تولید مادی رپ فارسی همچناندر زیرزمین ها و استودیوهای شخصی مخفی صورت می گیرد و رپ فارسی بعنوان ژانر موسیقی زیرزمینی شناخته می شود.موسیقی زیرزمینی موسیقی است که در ایران مجوزرسمی تولید، انتشار و حتی شنیدن آن نیست. فرانک زاپا در تعریف موسیقی زیرزمینی می نویسد: موسیقی زیرزمینی معمولا به موسیقی گفته می شود که بدون مجوز رسمی در استودیوی خانگی یا اختصاصی ضبط یا خلق می شود که به انگیزه های غیر تجاری، معمولا فضایی کاملا متفاوت از فضای موسیقی روز جامعه و حتی خرده فرهنگ های دیگر آن دارد.او معتقد است آنچه بیشتر در موسیقی زیرزمینی مورد توجه قرار دارد، خلاقیت و تجربه هنر مفهومی و زیبایی شناسانه است...( کوثری.۱۳۸۶) مواجهه ی من با رپ فارسی به مثابه رسانه ی عامه پسند و جلوه ای از فرهنگ جوانان ایرانی دهه ی هشتاد به چندین صورت ممکنست: نخست/ مواجهه با متن رپ فارسی یا لیریک ها و ترانه های رپ و بررسی مضامین و محتوا و بطور خاص المان ها و مولفه های جهانی و محلی آن دوم/ مواجهه با رپ به مثابه متن که مراحلی از تولید را می گذراند: تولید مادی/ تولید نمادین/ تولید ثانویه یا مصرف
+
نوشته شده در شنبه هجدهم خرداد 1387ساعت 14:25 توسط دانشجویان 82ای
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
|||||||||||||||||||
+
نوشته شده در شنبه هجدهم خرداد 1387ساعت 13:51 توسط دانشجویان 82ای
|
|
||||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||
|
|
|
||||
|
منابع مورد استفاده : چیده شده بر اساس روش MLA شيعه، اسماعيل: مقدمه اي بر مباني برنامه ريزي شهري، انتشارات دانشگاه علم و صنعت ايران، 1379 ساوج، مايك- وارد، آلن: جامعه شناسي شهري، ترجمه ابوالقاسم پوررضا، انتشارات سمت، 1380 رباني، رسول: جامعه شناسي شهري، با همكاري فريدون وحيدا، انتشارات دانشگاه اصفهان و انتشارات سمت، 1385 مديريت روابط عمومي و آمار: آيينه تلاش (نگاهي به عملكرد دوساله شهرداري مشهد)، 1376 كاظميان، غلامرضا- سعيدي رضواني، نويد: امكان سنجي واگذاري وظايف جديد به شهرداريها، جلد اول بررسي تحولات نظري و تجارت جهاني، انتشارات شهرداريهاي كشور،1383 كاظميان، غلامرضا- سعيدي رضواني، نويد: امكان سنجي واگذاري وظايف جديد به شهرداريها، جلد دوم مديريت شهري و شهرداريها در ايران ، انتشارات شهرداريهاي كشور،1383 كاظميان، غلامرضا- سعيدي رضواني، نويد: امكان سنجي واگذاري وظايف جديد به شهرداريها، جلد سوم بررسي و تحليل وظايف شهرداريها در وضع موجود ، انتشارات شهرداريهاي كشور،1383 كاظميان، غلامرضا- سعيدي رضواني، نويد: امكان سنجي واگذاري وظايف جديد به شهرداريها، جلد چهارم تحليل وظايف شهرداريها در ايران ، انتشارات شهرداريهاي كشور،1383 كاظميان، غلامرضا- سعيدي رضواني، نويد: امكان سنجي واگذاري وظايف جديد به شهرداريها، جلد پنجم پيشنهاد و امكان سنجي وظايف جديد ، انتشارات شهرداريهاي كشور،1383 شكيبا مقدم، محمد: اداره امور سازمانهاي محلي و شهرداري، نشر هور، 1374 قهاري، منوچهر: اداره امور شهر، 1364 وزارات مسكن و شهرسازي: شاخصهاي توسعه شهري مراكز فرهنگي، چاپخانه مهرابي، 1371 بليك مور، كن: مقدمه اي بر سياستگذاري اجتماعي، ترجمه علي اصغر سعيدي و سعيد صادقي حقه، 1376 براتعلي پور، مهدي: شهروندي و سياست نو فضيلت گرا، موسسه مطالعات ملي، انتشارات تمدن ايراني،1384 سخنراني ها و گزارشها در نخستين سمينار بررسي مسائل اجتماعي شهر تهران، ارديبهشت 1341 پژوهشكده تحقيقات استراتژيك: مديريت و توسعه شهري، زير نظر دكتر سيد رضا صالحي، 1386 سازمان برنامه و بودجه: سابقه برنامه ريزي در ايران، اسفند 1377 تكميل همايون، ناصر: تاريخ اجتماعي فرهنگي تهران، دكتر دفتر پژوهشهاي فرهنگي، 1379 نجمي، ناصر: دارالخلافه طهران در يكصدسال پيش، انتشارات ارغوان، 1368 وحيد، مجيد: سياستگذاري و فرهنگ در ايران امروز، مركز بازشناسي اسلام و ايران،1382 احمدي، حسن: روش برنامه ريزي در بخش فرهنگ، انتشارات سازمان برنامه و بودجه، 1370 حجتي اشرفي، غلامرضا: مجموعه كامل قوانين و مقررات شهرداري و شوراهاي اسلامي، انتشارات كتابخانه بسيج دانش، 1372 ، چاپ هفتم
+
نوشته شده در شنبه هجدهم خرداد 1387ساعت 12:28 توسط دانشجویان 82ای
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
|||||||||||||||||||
+
نوشته شده در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 9:49 توسط دانشجویان 82ای
|
|
||||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||
|
|
|
||||
|
عنوان پايان نامه: ارزيابي سياستگذاري ملي فناوري اطلاعات و ارتباطات ( ICT) ايران در حوزه محتواي اسلامي: از تکفا تا تسما (1386-1381) بيان مسئله: در پنجاه سال گذشته بروز تحولات گسترده در زمينه رايانه و ارتباطات ، تغييرات عمده اي را در عرصه هاي متفاوت حيات بشري به دنبال داشته است. کارنامه حيات بشريت مملو از ابداع فناوري هاي متعددي است که جملگي در جهت تسهيل زندگي انسان مطرح شده اند. در ساليان اخير، فناوري هاي ارتباطي و اطلاعاتي که از آنان به عنوان فناوريهاي جديد، ياد مي شود بيشترين تاثير را در حيات بشري داشته اند. دنياي ارتباطات و توليد اطلاعات به سرعت در حال تغيير بوده و ما امروزه شاهد همگرايي آنان بيش از گذشته با يکديگر بوده، بگونه اي که داده و اطلاعات به سرعت و در زماني غيرقابل تصور به اقصي نقاط جهان منتقل و در دسترس استفاده کنندگان قرار مي گيرد. مهمترين و در عين حال بزرگترين پيشرفت در زمينه فناوري ارتباطات و اطلاعات، ابداع "وب" بود که ضريب نفوذ بالايي را به خود اختصاص داد. به عنوان مثال تلفن پس از 74 سال، راديو پس از 38 سال، رايانه هاي شخصي پس از 16 سال، تلويزيون پس از 13 سال و "وب" پس از 4 سال توانست پنجاه ميليون استفاده کننده را جذب نمايد. (بدرقه، 1386) فناوري اطلاعات وارتباطات، بدون شک تحولات گسترده اي را در تمامي عرصه هاي اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي بشريت به دنبال داشته و تاثير آن بر جوامع اطلاعاتي است. جامعه اي که در آن دانايي و ميزان دسترسي و استفاده مفيد از دانش، داراي نقشي محوري و تعيين کننده است. (جهانگرد، 1385) در اين راستا، از جمله اهداف دولت جمهوري اسلامي ايران در برنامههاي توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي كشور، توسعه استفاده و كاربرد فناوري اطلاعات و ارتباطات در بخشهاي مختلف كشور ميباشد. بدينمنظور، در سال 1381 برنامه اصلاح فرآيندها، روشهاي انجام كار و توسعه فناوري اداري به عنوان يكي از برنامههاي هفتگانه اصلي ايجاد تحول در نظام اداري كشور و نيز، آييننامهاي تحت عنوان توسعه كاربرد فناوري اطلاعات با نام اختصاري «تكفا» به تصويب هيئت محترم وزيران رسيد. همچنين، به منظور مشخص شدن چهارچوب اجراي اين برنامه، توسعه فناوري اطلاعات در نظام اداري (اتوماسيون اداري) و تحقق دولت الكترونيكي، مصوبه تحقق دولت الكترونيكي در كشور تدوين و در شوراي عالي اداري به تصويب رسيد. (سند فرامتني تکفا، 1381) لذا در حال حاضر که روزهاي انتهايي برنامه چهارم توسعه (1388- 1384) را پشت سر مي گذاريم با اجراي طرح تکفا، سندهاي راهبردي متعددي در حوزه فناوري ارتباطات و اطلاعات توليد و تصويت شده است که عمده اي از اين سندها به حوزه محتواي الکترونيکي و محتواي ديني- اسلامي نظر داشته است. لذا ما در اين پايان نامه مي خواهيم با بررسي سياستهاي مکتوبي که در برنامه چهارم توسعه در حوزه محتواي اسلامي تصويب شده است، به ارزيابي عملکرد و اجراي اين سياستها بپردازيم، و در اين ميان نيز نگاهي به گذار از تکفا تا تسما داشته باشيم. سوال اصلي: v سیاستگذاری ملی و عملکرد فناوری اطلاعات و ارتباطات (ICT) در حوزه محتوای دینی، از اجرای طرح تکفا تا طرح تسما چگونه بوده است؟ سوالات فرعي: 1) اصول سياستگذاري ملي ICT براي توليد محتواي اسلامي در دولت چگونه است؟ 2) محتواي اسلامي بر اصول سياستگذاري ملي ICT در دولت چگونه غالب شده است؟ ضرورت تحقيق: انقلاب اطلاعاتی کنونی که با حول فناوریهای نوین ارتباطی و اطلاعاتی است، چهارمین انقلاب ارتباطی در تاریخ بشری است. اولین انقلاب اختراع خط در 5000 تا 6000 سال قبل و دومین انقلاب نیز به صورت همزمان اختراع حکاکی یا گراورسازی بود که تقریبا هیچ گونه اسنادی از این دو انقلاب در اختیار نداریم. انقلاب سوم، اختراع چاپ در 500 سال گذشته بود و چهارمین انقلابی که در این عصر با آن مواجهه شده ایم انقلاب اطلاعاتی و ارتباطی می باشد. انقلاب چهارم به همراه خود تغییرات عمده ای در پارادایم های فناوری صنعتی به فناوری اطلاعاتی را منجر شده است. امروزه در حالیکه ، فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی به مهمترین عوامل تاثیرگذاری اجتماعی و فرهنگی و همچنین عامل تولید، رقابت پذیری، رشد اقتصادی و حضور در بازارهای جهانی تبدیل شده است. با این وجود این فناوری ها از رهگذر قدرت بخشیدن به نیروهای مرکز گریز، جهانگرا و بازیگران متعدد دیگر، در چهره مهمترین ابزارهای به چالش طلبی مرزهای سیاسی قلمروییی، به حاشیه رانی "دولت- ملت" و همچنین تحلیل بردن حاکمیت ملی ظاهر شده اند. در چنین شرایطی، از یک سو بازیگران ملی و فراملی بیش از هر دوران تاریخی دیگر، به "جهانی اندیشیدن و محلی عمل کردن" فراخوانده می شوند. از جانب دیگر دول و ملل پیرامونی و حاشیه ای، بیش از هر عصری به جهانی اندیشیدن و جهانی عمل کردن ناگزیر می شوند. در این حالت به تعبیر بیمل قوش (Bimal Ghosh) بسیاری از مشکلات جوامع، اساسا به جهانی شدن مربوط نمی شود، بلکه به چگونگی کنترل آنها ارتباط می یابد. (صدوقي، تهران، 1382) لذا با این مقدمه می توان به توجه خاص دولت ها به فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی نوین، پی برد که ایران نیز از این قاعده مستثنی نمی باشد. بنابراین سیاستگذاری در این حوزه از سوی دولت ها به صورت ملی صورت می گیرد. در ایران نیز با شروع طرح تکفا (توسعه کاربری فناوری اطلاعات و ارتباطات) دستور العملها و سندهای راهبردی فراوانی در عرصه فناوری های نوین تولید شده است که برخی از آنها وارد عرصه عمل نیز شدند وبرخی دیگر با گذار تکفا به سمت تسما ابتر ماند. حال با بررسی نحوه اجرای این سیاستها می توانیم جاهای خالی این عرصه را استخراج کنیم که نیازمند یک تحلیل انتقادی است که این پایان نامه خواهد کوشید تا این مهم بپردازد. منابع و مآخذ: فقط كتب: 1. بدرقه، علي. استراتژي هاي توسعه فناوري اطلاعات وارتباطات ICT، تهران. انتشارات روناس،آذر 1385. 2. جهانگرد، اسفنديار. اقتصاد فناوري اطلاعات و ارتباطات. تهران. موسسه مطالعات و پژوهشهاي بازرگاني. شهريور 1385. 3. صدوقي، مراد علي. تكنولوژي اطلاعاتي و حاكميت ملي. تهران. انتشارات وزارت امور خارجه. 1382. 4. داوو. اصول و مباني فناوري اطلاعات. ترجمه احمد سرداري،حامد عظيم زادگان. همدان. چاپ فردوسي. 1383. 5. لاودن، كنت سي. لاودن جين پريس. نظام هاي اطلاعات مديريت (ن.ا.م) سازمان و فناوري. ترجمه عبدالرضا رضائي نژاد، موسسه خدمات فرهنگي رسا، 1377. 6. ثاقب تهراني، مهدي. تدين، شبنم. مديريت فناوري اطلاعات. مركز آموزش مديريت دولتي. 1380. 7.صرافي زاده، اصغر. فناوري اطلاعات در سازمان (مفاهيم و كاربردها)، انتشارات مير، بهار 1383. 8. قاسمي، علي حسين. تبحر در فناوري اطلاعات. نشر چاپار. تابستان 1381. 9. نبوي، فاطمه. فتاحي، رحمت اله. ارتباطات و شبكه ها: استانداردها و پروتكلها. تهران. نشر كتابدار، 1386. 10. الواني، سيد مهدي. تصميم گيري و تعيين خط مشي دولتي. انتشارات سمت. 1369. 11. وحيد، مجيد. سياستگذاري عمومي. نشر ميزان. زمستان 1383. 12. كاظمي، سيد علي اصغر. مديريت سياسي و خط مشي دولتي. دفتر نشر فرهنگ اسلامي، 1382.
+
نوشته شده در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 9:48 توسط دانشجویان 82ای
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||
|
سوال اصلي: روابط حكومت جمهوري اسلامي ايران و حزب الله با يكديگر چه نقشي در روابط ميان فرهنگي شيعيان ايران ولبنان داشته و دارد؟ سوالات فرعي: پيشينه روابط ميان فرهنگي شيعيان ايران و لبنان چه بوده است؟ آيا مي توان رابطه معناداري بين روابط حكومت هاي ايراني (ازدوره صفويه تا امروز) با روحانيت شيعه لبناني پيدا كرد؟ نقش جمهوري اسلامي ايران در روابط با شيعيان لبنان از چه طريق و چگونه بوده است؟ نقش حزب الله به عنوان مهمترين سازمان شيعيان لبنان و رابطه اش با جمهوري اسلامي ايران در روابط شيعيان ايران و لبنان چه بوده است؟ لبنان به عنوان يک کشور مستقل تاريخ طولاني ندارد بلکه از اواخر نيمه اول قرن بيست به عنوان يک کشور مستقل مطرح شده است اما برخي شهرهاي لبنان همچون بعلبك كه مامن شيعيان بوده اند تاريخ ديرينهاي دارند. از زمان صفويه برخي از علماي برجسته شيعه لبنان به دعوت حكومت صفوي به ايران مهاجرت نمودند. به عقيده شيخ جعفر مهاجر دلايل هجرت علماي جبل عاملي از زادگاه خويش به ايران اين بود كه از سويي آنان تحت فشار و پيگرد دولت عثماني قرار گرفته بودند و از سوي ديگر دولت صفوي به آنان امكان كسب وجهه و امتيازات ديگررا مي داد. بنابراين آنان در جستجوي شرايط بهتر فعاليت علمي و زندگي بهتر به ايران مهاجرت كردند (ساختار نهاد و انديشه ي ديني در ايران عصر صفوي ، دكتر منصور صفت گل ، نشر رسا ، تهران ، 1381،145) شايد بتوان هجرت علماي جبل عامل به ايران را نقطه عطفي در گسترش روابط ميان فرهنگي شيعيان ايران ولبنان دانست چه اينكه اين روابط هم اكنون نيز با حضور حكومت جمهوري اسلامي ايران با آرمان هاي جهاني و تشكيلات حزب الله به عنوان حزبي مقتدر، منسجم و همسو با جمهوري اسلامي گسترش فراواني يافته است. شايد بتوان بين حضور حكومتي مقتدر و علاقه مند به رابطه با شيعيان لبناني در ايران و شكل گيري و بروز روحانيت برجسته شيعه در لبنان رابطه معناداري پيدا كرد. بطوري كه در فاصله بعد از صفويه و قبل از حكومت محمدرضا پهلوي در ايران روحانيت برجسته لبناني نيز بروز نكرده است. اما آنچه حائز اهميت است نقش حكومت جمهوري اسلامي ايران به عنوان حكومتي شيعي و حامي شيعيان لبنان با حزب الله لبنان به عنوان سازماني شيعي در لبنان و همسو با جمهوري اسلامي ايران است. بررسي و مطالعه نقش اين رابطه در گسترش روابط ميان فرهنگي شيعيان ايران و لبنان موضوعي است كه اين پايان نامه بدان مي پردازد.
+
نوشته شده در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 0:49 توسط دانشجویان 82ای
|
|
|||||||||||||||||||||||||||
|
|||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
||||
|
سؤال اصلي: آيا مي توانيم امر به معروف ونهي ازمنکر رابه عنوان مبناي مسئوليت اجتماعي در ارتباطات اسلامي قلمداد کنيم؟ سؤالات فرعي: اشاعه معروف وطرد منكر مطلوب و بلكه هدف ارسال پيامبران و اوصياي ايشان بوده است از اين حيث دانستن معروف ومنكردر قرآن و سنت جايگاه ويژه اي دارد مضاف براين كه علم به معروف ومنكراولين شرط از شرائط چهار گانه امر به معروف و نهي ازمنكراست.پس علم به معروف ومنكر دو زمينه رافراهم مي سازد يكي عمل به آن توسط عالم به معروف ومنكر وديگري امر به معروف ونهي از منكركه مي توان به جرأت گفت يكي از نقاط تمايز برجسته دين مبين اسلام و ديگر مكاتب است. اميرالمؤ منين عليه السلام مى فرمايد: «رسول خدا صلى اللّه عليه و اله فرمود: هر كه كار (بدى ) را ببيند و از آن آزرده خاطر شود، مانند كسى است كه در آن جا نبوده و هر كه در وقت انجام كارى نبوده ولى از آن خشنود است مانند كسى است كه حضور داشته است .»(سنن ابو داود ،ج2 ،ص438) مايكل كوك، استاد تحقيقات خاور نزديك دانشگاه پرينستون آمريكا و اسلامشناس متفكر در يكى از روزهاى ماه سپتامبر 1988 در روزنامهاى مىخواند كه در ايستگاه قطار شهرى شيكاگو، در حضور جمعى از مردم زنى مورد تجاوز جنسى قرار مىگيرد. زن از حاضران در صحنه كمك مىخواهد، ولى فريادهاى او بىپاسخ مىماند. متجاوز به سادگى از صحنه مىگريزد. پس از رسيدن قطار، همه با بىتفاوتى بر آن سوار مىشوند و به راه خود مىروند. از ميان ناظران در صحنه، تنها يك نفربنام كايلس براى دستگيرى متجاوز فرارى، با پليس همكارى مىكند، او اين عمل خويش را اينگونه توصيف مي كند:«من مي بايست كاري مي كردم تا به آن زن ياري رسانم ، درست نبود شايد آن زن مادرم، خاله ام يا يكي ازدوستان مادرم بود.» مايكل كوك پس از خواندن اين خبر با خود مىانديشد: «ما به نوعى وظيفه نياز داريم كه ديگران را از ارتكاب كارهاى ناپسند نسبت به همنوعان خود باز داريم» وي، در فصلهاى پايانى كتاب امر به معروف ونهي از منكر درانديشه اسلامي، نشانههايى از امر به معروف و نهى از منكر را در ديگر فرهنگها مىجويد و در دوران قبل از اسلام به «حلف الفضول » و اشعارى از دوران جاهليت اشاره مىكند. كنفوسيوس و بعضى از حكماى يهودى و مسيحى اشارات پراكندهاى به اين موضوع دارند اما در هيچ فرهنگى به گستردگي اسلام از آن بحث نشده است(مايکل کوک،1384) بايد ها ونبايد ها در فرهنگ اسلامي در چارچوب دو مفهوم پر محتواي امر به معروف ونهي از منكر طرح شده است. اصل اين اصطلاح مربوط به فرهنگ قبيله اي است وقرآن مفهوم آنرا متحول كرده است . معروف معني دانسته شده وآن چيزي است كه از نظر اجتماعي پذيرفته وتاييد شده است ومنكر آن چيزي است كه نا پذيرفته وتاييد نشده است به لحاظ آنكه مجهول وبيگانه . روين لوي دركتاب ساختار اجتماعي اسلامي معتقد است : ( اهل جوامع قبيله اي در مرحله اي از تمدن ، همسطح وهمسان با مرحله اي كه قبايل عرب جاهل در آن قرار داشته اند همانند آنها شناخته شده ،معلوم وآشنا را خوب وغريب وبيگانه رابد وشر مي شمارند )( ايزوتسو 1378) پيش از اسلام خوبي وبدي تابعي از شناخته هاي قبيله اي بود. درون قبيله معروف وبيرون قبيله منكر بود. اسلام با حفظ واژه ها به توسعه مفهوم پرداخت وحدود مفهوم را علاوه بر عرف اجتماعي به ( حدود الهي ) كشاند. بنابراين در معنا شناسي قرآني معروف به عرف مطابق شرع ومنكر به آنچه خلاف شرع است نيز اطلاق مي شود.(آشنا ،1382) ما درحوزه سياستگذاري معروف و منكردر جامعه ديني سه روش درمورد فريضه امر به معروف ونهي از منكررا هم در تاريخ عمل به اين فريضه سراغ داريم ،هم در عصر حاضر آنها را قابل اجرا مي دانيم:ميان فردي ، جمعي ، حكومتي (اداره حسبه) الف:ميان فردي؛ بسط اين دوفريضه در جامعه اسلامي درارتباط ميان فردي به شدت مورد توجه بوده وهست چنانكه بحث فقهي در اين حوزه بيشتر ناظر به اين شكل ازامرونهي مي باشد(امر ونهي در ارتباط ميان فردي) درروايات نيز ما تأكيد براين شكل ازدوفريضه راشاهد هستيم: امام امير المؤمنين على عليه السلام: «و امر بالمعروف تكن من اهله و انكر المنكر بيدك و لسانك وباين من فعله بجهدك و جاهد في الله حق جهاده و لا تاخذك فيالله لومة لائم و خض الغمرات للحق حيث كان.» [فرزندم حسن] به كار نيك امر كن تا در شمار نيكوكاران درآيى وبه دست و زبان كار ناپسند را زشتشمار و از آن كه كار ناپسندكند با كوشش خود را دور بدار. در راه خدا بكوش، چنان كه شايد،و از سرزنش ملامتگرانتبيمى نداشته باش براى حق به هر دشوارىهرجا بود وارد شو. ب: جمعي؛بخش ديگري كه براي اين دوفريضه مي توانيم قائل شويم امربه معروف ونهي ازمنكر بصورت جمعي است؛ درسيره اهل بيت (ع) اين شكل ازامرونهي جمعي را مي بينيم ،البته در فتاوي مراجع نيز اين موضوع موردتوجه قرار گرفته است : وجود مقدس حسين بن على عليه السلام[در اين نهضت عملا يك آمر به معروف و ناهى از منكر بود]و از او بيشتر،بعد از شهادت ابا عبد الله عليه السلام اهل بيتبزرگوار آن حضرت،از بعد از روز عاشورا،از همان روز يازدهم و حداقل از روز دوازدهم به عنوان يك گروه امر به معروف و نهى از منكر در آمدند و تا پايان اين ماجرا هر جا كه بودند امر به معروف و نهى از منكر كردند(مطهري،1371) ج:حكومتي؛ قال الحسن قال النبي صلى الله عليه و- سلم: «من أمر بالمعروف أو نهى عن المنكر فهو خليفة الله في أرضه و خليفة رسوله و خليفة كتابه» (فخر رازي مفاتيح الغيب التفسير الكبير ، ج7،ص 258) روايتي كه فخر رازي در تفسير كبير بدان پرداخته است اهميت والاي اين دوفريضه رابيش از پيش نمايان مي سازد شكل حكومتي امر به معروف ونهي از منكر(ادره حسبة) به سده هاي اول اسلام باز مي گردد درسيره نبي مكرم اسلام(ص)وظيفه حسبه محدود به نظارت بربازارمسلمين بود(عبدالحي الكتاني،التراث الادارية في الحكومة النبوية) دردوران خليفه دوم اين وظيفه به اوج خودش رسد به نحوي كه عمرحكومت را وارد حريم خصوصي افراد هم مي كرد بنابراين واضع اين شكل از ادره حسبه خليفه دوم است، لكن درادواربعدي استمرارچنين سياستي را شاهد هستيم چنانكه حتي تا دوره قاجاريه نيزادره احتساب در حكومت جايگاهي منيع را به خود اختصاص داده است. محمد بن احمد القرطبي در بيان مراتب امربه معروف ونهي از منكر ،شكل حكومتي آن را اينگونه توضيح مي دهد: إن الامر بالمعروف لا يليق بكل أحد، و- إنما يقوم به السلطان إذ كانت إقامة الحدود إليه، و- التعزيز إلى رأيه، و- الحبس و- الإطلاق له، و- النفي و- التغريب، فينصب في كل بلدة رجلا صالحا قويا عالما أمينا و- يأمره بذلك، و- يمضي الحدود على وجهها من غير زيادة (الجامع لأحكام القرآن ج4،ص47 و48) اگر درعصر حاضر هم ادره حسبه وجود داشت حتماً يكي از مهمترين وظائف آن نظارت ورسيدگي به امور رسانه هاي متنوع ومتكثر بود رسانه ها همانگونه كه منكرها وشهوات رابه عنوان هدف جريان هاي ضد ارزشي در جامعه عملاً رواج مي دهد! مي توانند براي بسط نيكي ها در جامعه و طرد زشتي ها نيز تلاش كنند. براين اساس رسانه هم معروف را تعريف مي كند هم به آن امر مي كند هم شرايط پذيرش را مهيا مي كند . رسانه هم منكر را از سپهر پيام دور مي كند هم از آن نهي مي كند هم شرايط طرد را مهيا مي كند.(آشنا،1382). در اين معنا جايگاه مسئوليت اجتماعي که روح اين دوفريضه را تشکيل مي دهد در کانون توجه قرار مي گيرد خصوصا اينکه ما بخواهيم اين مطلب را درارتباط با رسانه هاي جمعي مورد مطالعه قراردهيم. توجه به رسانه ها در نظريات نمود ويژه اي دارد لکن آنچه بيشترين ارتباط را با موضوع تز من پيدا مي کند نظريههاي هنجاري يا دستوري (normative) است كه به بايدها و نبايدهاي عملكردهاي رسانهها بر اساس نظام حاكم بر جامعه ميپردازد. اين طيف از نظريهها به رابطة دولت، رسانه و جامعه توجه دارند نظريههاي هنجاري، بيشتر به تشريح بايدها و نبايدهاي حاكم بر وسايل ارتباط جمعي در شرايط مختلف ميپردازد و اينكه چگونه هنجارهاي حاكم بر جامعه بر ساخت و كاركردهاي رسانهها تاثير ميگذارد و در كنار نظريههاي علمي - اجتماعي، عملكردي و شعور عامه، چهار حوزة اصلي نظريهپردازيدر ارتباطات جمعي را تشكيل ميدهند (مک کوايل:1994). براين اساس در نظريه هاي هنجاري تقسيم بنديهاي چهار گانه سيبرت (استبدادي،ليبرالي، مسئوليت اجتماعي و كمونيسم روسي) دوگانه مريل (استبدادي، ليبرالي) پنج گانههاچتن (استبدادي، كمونيسم روسي، توسعه بخش و غربي) سه گانه آلتشول (بازار، ماركسيسم وپيشرو) و نهايتاً شش گانه دنيس مك كوئل را شاهد هستيم: 1.تئوري اقتدارگرا و خودكامه Authoritarian Theory در اين تحقيق با در نظر گرفتن نظريه مسئوليت اجتماعي دنيس مک کوايل در تقسيم بندي شش گانه نظريه هنجاري و نمود بيروني آن در رسانه هاي غربي مطالعه اي اسنادي و تطبيقي را با توجه به چگونگي پرداختِ امر به معروف ونهي ازمنکردر رسانه هاي جمعي پي مي گيريم. براین اساس ما می توانیم معروف و منکر را در رسانه تعريف کرده و با برجسته ساختن معروف و طرد کردن منکر درجامعه زمینه رشد وتعالی را فراهم کنیم و این بار به امر به معروف و نهي از منکر به عنوان مسئوليت اجتماعي رسانه هاي جمعي نگاه کنیم. .. متشکرم !!! رضا منابع: قرآن كريم
+
نوشته شده در یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 20:6 توسط دانشجویان 82ای
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
بسم الله الرحمن الرحیم عنوان پایان نامه : بررسی برنامه ریزی فرهنگی شهر تهران. برنامه ریزی فرهنگسرای رسانه شهر مجموعه ای از ترکیب عوامل طبیعی اجتماعی و محیطهای ساخته شده توسط انسان است که در آن جمعیت ساکن شده است. (مقدمه ای بر مبانی برنامه ریزی شهری- اسماعیل شیعه- ۱۳۷۹) شهر به عنوان فضای تنفس عمومی که در شبانه روز بستر تعاملات و رفت و آمد شهروندان است در برنامه ریزی کلان جامعه و کشور مورد توجه بوده و هست. جمعیت های گسترده که امروزه گاه در قالب کلان شهرها گرد هم جمع می آیند خواه ناخواه یک فرهنگ واحد را شکل داده و علاوه بر تاثیری که بر این فرهنگ عمومی می گذارند از آن نیز تاثیر می پذیرند. از سوی دیگر شهروند به عنوان واحد خرد نظام سیاسی اجتماعی و اقتصادی از سوی برنامه ریز مورد توجه بوده و لذا نیاز است که به او و محیطی که وی در آن قرار دارد نگاه و تأمل ویژه صورت پذیرد. با توجه به مطالب فوق ورود به حیطه برنامه ریزی فرهنگی به عنوان یکی از مهمترین بخش های برنامه ریزی بسیار مورد توجه بوده و نظام های مختلف در باب آن به تدقیق و اندیشه می پردازند. با توجه به اینکه برنامه ریزی ایجاد یک مکانیزم هدایت منطقی عملیات و یا بهترین نوع استفاده از امکانات و منابع موجود (اعم از امکانات و منابع بالفعل یا بالقوه) در جهت تأمین هدفها (اساسی ترین نیازهای جامعه) است {روش برنامه ریزی در بخش فرهنگ – حسن احمدی- 1370}باید ابتدا برنامه پذیر بودن فرهنگ را پذیرفت تا بر اساس مدلهای مختلف برنامه ریزی فرهنگی شروع به کار نمود. در ایران با توجه به اطلاعات و آمار موجود ورود به حیطه برنامه ریزی فرهنگی در حوزه شهری بیشتر در شهرداری ها در قالب معاونت اجتماعی و یا در کلان شهرهایی مثل تهران یا اصفهان با تعریف یک سازمان خاص فرهنگی با حیطه عمل شهری انجام پذیرفته است.با توجه به اطلاعات موجود ورود شهرداری به حیطه فرهنگ شهری و دخالت مستقیم در آن به سال 1344 بازمی گردد که بر اساس قانون تأسیس کتابخانه عمومی در تمام شهرها که در تاریخ 29 دی 1344 به تصویب رسید شهرداریها مکلفند هر ساله قبل از تقسیم اعتبارات شهرداری یک و نیم در صد از کل درآمد خود را برای تأسیس کتابخانه عمومی و قرائت خانه و خرید کتاب و اداره کتابخانه هر شهر اختصاص دهند. { مجموعه کامل قوانین و مقررات شهرداری و شوراهای اسلامی – غلامرضا حجتی اشرفی- 1372} این روال در طول سالیان مختلف تقویت شد و شهرداری به عنوان یکی از وظایف و انتظارات نظام فرهنگی کشور می باید در خصوص فرهنگ شهری و شهروندی پاسخگو باشد. با توجه به آنچه گفته شد سوالات این پایان نامه عبارتند از:
+
نوشته شده در یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 8:4 توسط دانشجویان 82ای
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||
+
نوشته شده در یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 8:1 توسط دانشجویان 82ای
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
||||
|
باسمه تعالی
سلام. اولا بنده موضوعم را به تاثیر شبکه های اجتماعی بر سبک زندگی جوانان ایرانی تغییر دادم. دوما روش تحقیقم پیمایشی و مبتنی بر پرسشنامه الکترونیک است.
+
نوشته شده در یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 7:23 توسط دانشجویان 82ای
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||||
|
اول سلام دوم اینکه برای بعضی از دوستان کامنت گذاشتم و از همه خواهش می کنم من را از راهنمائی های دوستانه و خوبشون درباره عنوان و جهت گیری پایان نامم محروم نکنند. و اما بعد .... بعد از صحبتی که دو ماه پیش با پروفسور مولانا و ماه پیش با دکتر بشیر داشتم این هفته هم مثل هفته گذشته با دکتر باهنر صحبت خواهم کرد. دکتر آشنا هم فعلا تکلیف جالبی بر عهده ام گذاشتند و آن مطالعه فصل های ۱و ۳و ۵ کتاب تازه منتشر شده استوارت ام هوور است " دین در عصر رسانه ها به زبان اصلی " این کتاب نوشته استوارت ام هوور از سوی انتشارات راتلج در 352 صفحه منتشر شده است. نویسنده این کتاب با نگاهی به تعامل دین و رسانه در زندگیهای فرهنگی ما، به ارزیابی از سطح دین داری مدرن در رسانه های غربی پرداخته است. طی سالهای اخیر فاصله ای متمایز از ادیان نهادی شده نسبت به اشکال مستقل و فردی جستجوی معنای معنوی ایجاد شده است. صنعت فیلم، تلویزیون، موسیقی و اینترنت در محور این فرآیند قرار دارد که می توانند ارتباط میان ایده ها و افکار مختلف را منتقل کنند. در حالی که اطلاعات رسانه های جهانی می تواند تفکر دینی را تغییر دهد، میل انسان به معنویت نیز به فرهنگ عمومی قوت بخشیده می تواند الهام بخش فیلمهای پرفروش، موسیقی های پرطرفدار با زمینه دینی و معنوی تبدیل شوند. نویسنده در تحقیقات خود که میزان توجه به رسانه در سطح خانواده را مورد بررسی داده است، راه های ترکیب دین و رسانه و رویارویی تجربه فرهنگی مخاطبان رسانه را بررسی کرده است. منتظر گزارش مبسوط تری از این کتاب خصوصا فصل هائی که من خواندم در هفته آینده حتما باشید.راستی کتاب رسانه تلویزیون و سکولاریسم هم که مجموعه مقالات همایشی سراسری با همین عنوان بود و در آن اساتیدی همچون دکتر باهنر ُ فیاض ُ شجاعی زند ُ کوثری ُ مهندس ابوطالبی و بسیاری از صاحبنظران ایرانی نظریات دین و رسانه به ارائه مقاله پرداختند را هم هم اکنون دارم می خوانم و انشالله امسال قصد دارم با ارائه یک مقاله تحقیقی در همایش بین اللملی دین و رسانه که آبان ماه سال جاری در تهران و قم برگزار می شود شرکت کنم . جالب است بدانید اعضای بین الملل هیئت علمی این همایش را افراد سرشناسی چون :
+
نوشته شده در یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 2:46 توسط دانشجویان 82ای
|
|
|||||||
|
|||||||
|
|
|
||||
|
بسم الله الرحمن الحیم
مساله عمده من وجود رابطه بین چند مفهوم کلی است:
هویت، تکثر فرهنگی، مفهوم خود(concept of self) ، اسطوره، انسان آرمانی.
نقطه عزیمت ما برای اتصال و ایجاد رابطه بین این مفاهیم متکی بر مفهوم هویت است. مفهوم هویت در ساده ترین و ابتدایی ترین شکلش با انسان شناسی پیوند دارد. بدون شک در شناخت خود باید از دو معبر استفاده کرد: دریافت های درونی و ادراکات حسی و خارجی.(کاسیرر،1360. ص:7) برای شناخت خود راه دیگر توجیه جهان موجود است. برای این امر در گذشته ی گروهی از مردمان یک راه عمده تفسیر جهان د ر قالب اسطوره های ایجاد شده بوده است که این تفاسیر شکلی ابتدایی داشته اند( همان. ص:9)
اما این شناخت ها به دلیل عدم بهره مندی از دانش صحیح رهیافت دقیقی به حقیقت نبوده اند. آنچه که ما را بر می انگیزاند تا در رابطه با اسطوره در این موضوع بیندیشیم فهمی از اسطوره است که در جهان امروزین رواج یافته و آن ناظر به دسته ای از اندنیشه ها و نگارش هایی است که اسطوره امروزین را در قالب الگو های اجتماعی می بینند ؛ از جمله می توان به اندیشه های رولان بارت در باب اسطوره درجهان امروز اشاره نمود.
اگر اسطوره ها را به نوع بازتفسیر جهان خارجی برای رسیدن به شناختی معتبر بدانیم آنگاه در این میان نمی توان نقش انسان آرمانی را نادیده گرفت. در مفهوم هویت یک تلقی این است که ایده ها پیوندی مشترک میان گروهی از مردم ایجاد می کنند(بهشتی،1380.ص:53) در این صورت هویت افراد بوسیله ایده های موجود و مشترک میان ایشان بازتعریف می شود و در این میان انسان آرمانی به عنوان یک عامل هویت ساز نمایان خواهد شد.
عوامل ایجاد هویت فرهنگی چه چیزی / چیزهایی است؟
اسطوره چه نقشی در این میان دارد؟
در فرهنگی دین مدار انسان آرمانی تا چه اندازه نقش هویت ساز دارد؟
منابع:
1. کاسیرر، ارنست. فلسفه و فرهنگ. ترجمه بزرگ نادر زاد. موسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی.1360
2. حسینی بهشتی، علیرضا.بنیاد نظری سیاست د رجوامع چند فرهنگی. بقعه.1380
+
نوشته شده در پنجشنبه نهم خرداد 1387ساعت 14:32 توسط دانشجویان 82ای
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
اعوذ بالله من الشيطان الرجيم سلام. دو تا بحث در مورد ادامه کارم داشتم. اول اينکه در مورد شيطان پرستي تقريباً به بن بست منابع رسيدم. هر چي جستجو مي کنم يک سري اطلاعات تکراري بدست مي يارم. لذا به نظرم مي رسه براي مرحله اول جستجوي منابع و تعاريف براي نوشتن پروپوزال پايان نامه کافي باشه. اطلاعات ديگري هم به صورت فيلم دارم در مورد شيطان پرستي در ايران که اونها هم در فرضيات پايان نامه استفاده خواهد شد. بحث دومم در مورد اين بود که من خود شيطان پرستي به ماهو شيطان پرستي رو کار نمي کنم. قراره اين مقوله رو از رويکرد امنيت اجتماعي مطالعه کنم. يعني آسيب هاي اجتماعي اين گروهها را در ايران در ابعاد امنيت اجتماعي پيدا کنم و ساز و کاري که اين گروه ها براي تبليغ و جذب اعضاي جديد دارند رو پيدا کنم تا بر اساس اون بتونيم راه حل هاي پيشنهادي داشته باشيم. · از عزيران درخواست دارم اگر اشخاصي را در اين زمينه مي شناسند که کارکرده اند معرفي کنند، ايميل، تلفن يا هر سرنخ ديگه. در نظراتتون اساتيد راهنما و مشاوره پيشنهادي تو رو هم بنويسيد. 1- شيطان پرستي سنتي: شامل جرياناتي موسوم به آنيميسم يا روح پرستي است و البته اين عنوان بيشتر بر فرقه هاي يزيديه که در عراق و اردن و ايران و سوريه پيرو دارد اطلاق مي شود که به صورت يک دين عرضه شده است. · تونجي، محمد، يزيديان يا شيطان پرستان، نشر عطايي، تهران، 1380 · فرهنگ خواه، محمد رسول،شيطان در ادبيات و اديان، نشر عطايي،تهران، 1976 · دايره المعارف تشيع، جلد دهم، نشرشهيد سعيد محبي، 1383 2- شيطان پرستي ديني: اگرچه ضروري است كه متذكر شويم اينكه اساساً آيا ميتوان شيطانپرستي را ديني خواند ، محل سوالهاي جدي است ، لكن با توجه به اينكه در اغلب كشورها چنين دستهبندي ارائه شده است از عنوان " شيطانپرستي ديني " عيناً استفاده ميشود . مبناي بنيادين اين نوع از گرايش به شيطانيسم ، پرستش يك نيروي ماوراء الطبيعه اساطيري و يا چند خدايي ميباشد . عمده پيروان آن به " خدايان " رم باستان ، الهههاي شرقي و ... گرايش دارند. اما ركن اصلي اين نوع نيز مانند ساير انواع تاكيد بر پرورش استعدادهاي شخصي انسان و در حقيقت خودپرستي است . 3- شيطانپرستي فلسفي : اين نوع گرايش عبارت است از اينكه محور و مركز عالم انسان است" اين شاخه از شيطان پرستي به پايهگذاري اين فرقه به نام " آنتوان لاوي " نسبت داده ميشود. · خبرگزاري فارس،18/2/1387 http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8610080072 · سايت تبيانhttp://old.tebyan.net/Teb.aspx?nId=41710 · شيطان پرستي،جاج جم، ويژه نامه کژراهه، اسفند 86، ص22 تعاريف شيطان پرستي: همانگونه که مي دانيم شيطان پرستي مدرن، در سال 1966 توسط آنتوان لاوي در سان فرانسيسکو با تاسيس کليساي شيطان آغاز شد. · John Smulo ,2002, Sacred Tribes: Journal of Christian Missions to New Religious Movements (www…) · James R. Lewis, Marburg Journal of Religion: Volume 7, No.1 (September 2002) p.5 شيطان پرستي را مي توان به تعدادي از نظام هاي اعتقادي که وابسته به کاربر و زمينه است. استعمال معمول اين واژه برمي گردد به پرستش شيطان که در انجيل به عنوان آئين جادويي توصيف شده است. در کل واژه شيطان پرستي از نظر دانش پژوهان به تعدادي از فعاليت ها روحاني و باورها اطلاق مي شود؛ که دو مشخصه اصلي که بايد اشاره شود 1- شيطان پرستي لاوي اي و 2- شيطان پرستي خداپرستانه [ديني] است. نظرات پيرامون شيطان از اين دو منبع اصلي گرفته شده است. · http://www.religioustolerance.org/satanis2.htm 1- در شيطان پرستي لاوي اي (LaVeyan Satanism) شيطان پرستان شيطان را با احساس خداپرستي نمي پرستند، بلکه نقش يک متخاصم در برابر اعتقاد روحاني و حامي هندوئيسم،Randian Objectivism ، فلسفه Nietzschean و آتئيسم (atheism) را بازي مي کند. لفظ شيطان پرستي لاوي اي يا شيطان پرستي نمادين توسط ساير شيطان پرستان استفاده شده است براي حمايت کنندگان از نوشته هاي کليساي شيطان که آنتوان لاوي تاسيس کرد و جانشينش Peter H. Gilmore. استفاده هوشمندانه از لفظ شيطان پرستي اشاره دارد به گروه مذهبي کوچکي که به ساير عقايد و کيش ها ارتباطي ندارد و اعضاي آن احساس آزادي براي ابراز کردن انگيزش ها و اصرار هاي مسئولانه، نمايش مهرباني به ساير دوستانشان و حمله به دشمنانشان. 2- شيطان پرستي ديني (Theistic Satanism) شيطان پرستي روحاني نيز ناميده مي شود. شامل گروه هاي بسياري است. بعضي گروهها خودشان را شيطان پرستان واقعي تصور مي کنند در حالي که گروه هاي ديگر وقتي که ذهنيت آنها و واقعيت را مي بينند، آنها را دچار حماقت در فهم درست و نادرست مي دانند. · دايره المعارف اينترنتي ويکيپديا: http://en.wikipedia.org/wiki/Satanism شيطان پرستي کيش شيطان يا پرستش شيطان، از يک طرف بقاياي پرستش باستاني دمونز [همان شيطان] و از يک طرف طغيان عليه مسيحيت يا کليسا محسوب مي شود. در حدود قرن 12 ام در اروپا رشد کرد و در آئين کفرآميز عشاءرباني سياه که بي حرمتي به آداب مسيحيت است به اوج خود رسيد. تاريخ شيطان پرستي اوليه مجهول است. در عهد لوئي چهاردهم در فرانسه احيا شد و امروزه توسط گروه هاي زيادي در سراسر جهان بويژه آمريکا استمرار دارد. يکي از بزرگترين و پرنفوذترين گروه هاي شيطان پرستي کليساي شيطان است (1966) که توسط آنتوان لاوي در سانفرانسيکو ابداع شد. گروه متلاشي شده the Temple of Set (1975) نيز توسط مايکل آکوئينهو (Michael Aquino) سازماندهي شد.
http://www.encyclopedia.com/topic/Satanism.aspx آنتوان لاوي: در مورد شخصيت وي مطالب بسياري جمع آوري شده که خلاصه آن بدين گونه است: نام كامل وي " آنتوان شزاندر لاوي " (Anton Szandor Lavey) ميباشد . وي در يازدهم آوريل سال 1930 ميلادي در شيكاگو آمريكا متولد و به همراه خانوادهاش به سانفرانسيكو عزيمت نموده و تا زمان مرگش در آنجا ساكن ميشود. اين فرد مرتبط با سازمان جاسوسي آمريكا در تاريخ 30 آوريل 1966 در حال كه براي جمعي از اعضاي حلقههاي سري " دايره اسرارآميز " با سري تراشيده سخن ميگفت، مدعي بنيانگذاري " كليساي شيطان" شد. نامبرده كتابي را تحت عنوان " انجيل شيطان " و كتاب ديگري نيز با نام " آئين پرستش شيطاني " به چاپ رساند . روز مرگ لاوي با نام " هالووين " در آمريكا شناخته ميشود .
http://www.unexplainedstuff.com/Religious-Phenomena/Anton-LaVey-s-First-Church-of-Satan.html · http://old.tebyan.net/Teb.aspx?nId=41710
+
نوشته شده در یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت 7:34 توسط دانشجویان 82ای
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
عنوان اول: بازنمایی عفاف از تلویزیون جمهوری اسلامی ایران : تحلیل سیاستها و برنامه ها عنوان دوم: تصویر سازی از عفاف در تلویزیون جمهوری اسلامی ایران: تحلیل سیاستها و برنامه ها کلید واژه ها: عفاف – روابط زن ومرد – تلویزیون – سیاستگذاری – برنامه ریزی مسئله اصلی: 1) رسانه ملی(تلویزیون) تا چه میزان دیدگاههای اسلامی در باب عفاف را در سیاستهای اعلامی خود رعایت کرده است؟ 2) رسانه ملی (تلویزیون) تا چه میزان در سریالهای خود، عفاف اسلامی را در روابط زن و مرد رعایت کرده است؟ 3) سیاستگذاری تولید کنندگان فیلمهای تلویزیونی در به تصویر کشیدن روابط زن و مرد چگونه باید باشد؟ مسائل فرعي: ارتباطات براساس عفت و حیا چگونه در جامعه دینی شکل می گیرد؟ شاخصه های وجود عفت در یک جامعه اسلامی چیست؟ چرا حجاب و پوشش در ايران بعنوان يک مريضي فرهنگي شناخته مي شود؟، چرا دشمنان دين بر حذف حجاب از جامعه تاکيد داشتند؟، چرا برخي از مردم حجاب را عقب ماندگي و مانع پيشرفت مي دانند؟، عملکرد رسانه ملي در تبليغ فرهنگ حجاب چگونه بوده است؟، چگونه مي توان مفاهيم عميق ديني را با استفاده از رسانه تلويزيون انتقال داد؟ طرح مسئله: از زمان پیدایش آدم ابوالبشر برروی زمین نمودهای عفت نیز ظاهر شد چنانکه قرآن کریم می فرماید ایشان زشتیهای خود را با برگ درختان پوشاندند.(طه/121) معنای خاص عفت به پاکدامنی و ارتباط محرم و نامحرم، زن و مرد، دختر و پسر اشاره دارد.( راغب اصفهانى، معجم مفردات، ج1 ص 573) عفت و حیا که جزء جدایی ناپذیر دین و ایمان بشمار می رود همیشه مورد توجه جوامع و تفکر های مختلف بوده است. مکتب های مادی گرایانه غربی که ریشه در دیدگاه های افرادی چون راسل و فروید دارد هرگونه قیدی در روابط جنسی را موجب اضطراب و التهاب در جامعه معرفی کرده که مانع پیشرفت و رسیدن به سود خواهد شد. دین اسلام نیز روابط زن و مرد را براساس عفت تبیین می کند و لوازمی را برای آن قرار می دهد. جامعه دینی جامعه ای است که روابط زن و مرد در هر بخشی از آن براساس عفت و حیا باشد یعنی روابط با توجه به شخصیت انسانی افراد برقرار شود و هرگونه تعرضی در کلام، نگاه و رفتار در این روابط مذموم بوده و چنین افرادی همانگونه که در قرآن ذکر شده مریض القلب دانسته می شوند.(احزاب/32) وقتی عفت و حیا در جامعه ای برقرار شد و حکمرانی کرد، مرد و زن به خودی خود با وجود ارتباطات گسترده از هرگونه تعرضی شرم کرده و روابط براساس اهداف دیگری به غیر از لذات شهوانی شکل خواهد گرفت. باید دقت داشت منظور از حکمرانی عفت در روابط زن و مرد به معنی قطع روابط نیست بلکه به معنای انسانی شدن این روابط است. در هر رابطه ای که انسان برقرار می کند ناگزیر از انتخاب هدف است. منظور از عفت انتخاب هدف و قصدی جز لذات شهوانی در روابط زن و مرد است. جامعه ایران بعد از پیروزی انقلاب اسلامی مدعی تشکیل یک جامعه دینی است که باید قوانین اسلامی در آن برقرار بوده و در عیان مردم نیز مشهود باشد. یکی از نمودهای جامعه دینی وجود عفت عمومی و صیانت از این ارزش است که خود را در پوشش، روابط کلامی و غیر کلامی زن و مرد در محیط اجتماع، رسانه ها و ... نشان می دهد. از این حیث امر عفاف و حجاب همیشه مورد توجه مسئولان فرهنگی و ارتباطی کشور قرار داشته که چگونه می توان به ترویج ارزشهای مورد نظر دین اسلام در امر عفاف پرداخت؟ البته قابل ذکر است که در این موقعیت دستگاه های رسانه ای امپریالیسم غربی نیز در جهت براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران و از بین بردن ارزشهای اسلامی تلاش مجدّانه ای را بکار بسته اند که شرایط جدیدی را نسبت به زمانهای گذشته بوجود آورده است. رسانه ملی و بخصوص تلویزیون جمهوری اسلامی ایران نیز از حیث گستردگی مخاطبان خود نسبت به دیگر رسانه ها از جایگاه مهمی در حفظ و نشر ارزشهای اسلامی و بخصوص صیانت از عفت عمومی در جامعه برخوردار است. تحلیل سیاستهای ابلاغی سیمای جمهوری اسلامی به فیلمسازان و بررسی فیلمهای سینمایی و سریالهای تلویزیون در تصویر سازی عفاف در جامعه اسلامی به ما نشان می دهد، تلویزیون و سیاستگذاران رسانه ای آن تا چه اندازه به حفظ عفت توجه دارند. همچنین وقتی این بررسی با مصاحبه هایی در گروه های متمرکز از مخاطبین همراه شود از غنای بیشتری برخوردار شده که هماهنگی قضاوت مخاطبین با تحلیل تصویری را می رساند. با انجام مصاحبه هایی با فیلمسازان و ممیزان فیلم در تلویزیون می توان به راهکارهای عملیاتی در تصویر سازی مطلوب از عفاف دست یافت. به عبارت دیگر در پژوهش دینی به یک مدل ارتباطی محرم و نامحرم در جامعه دینی دست می یابیم که با توجه به شاخصه های بدست آمده از این پژوهش به آسیب شناسی وجود عفت در فیلم های تلویزیونی با تحلیل محتوای چند فیلم می پردازیم. البته از آنجا که مفهوم عفاف، ارتباطات کلامی و غیر کلامی را در برمی گیرد این مفهوم را به روابط زن ومرد و از این روابط به نگاه تقلیل می دهیم. یعنی نگاه نامحرم و هر آنچه که به آن مربوط می شود موضوع تحقیق بنده قرار می گیرد. سپس برای سیاستگذاری در امر ساخت و ممیزی فیلم ها به بررسی آیین نامه ها و مصاحبه با ممیزان پرداخته و در نتیجه یک آیین نامه جامع در مورد رعایت عفاف در فیلمها پیشنهاد می کنیم. چارچوب تئوریک این تحقیق نظریات هنجاری رسانه ها با تقسیم بندی شش گانه مك كوئل (استبدادي ، ليبرالي ،مسئوليت اجتماعي ،كمونيسم روس، توسعه بخش ومشاركت ، دموكراتيك) خواهد بود که باید با توجه به قوانین حاکم بر جمهوری اسلامی ایران یکی از این دسته ها انتخاب شود. کمک بفرمایید: 1) تحقیق بر روی تلویزیون انجام گیرد یا سینما؟ 2) اگر بر روی تلویزیون انجام گیرد، فیلم های سینمایی بررسی شود یا فقط سریالها؟ 3) آیا شاخصه انتخاب فیلم برای تحلیل محتوا فقط پر بیننده بودن آن است؟ 4) به نظر شما کدام یک از دو عنوان بهتر است؟
+
نوشته شده در شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 17:13 توسط دانشجویان 82ای
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
بسم الله الرحمن الرحيم جلسه همانديشي پاياننامههاي بچههاي 82 در اين جلسه كه در غياب استاد برگزار گرديد، تعدادي از بچهها به بيان موضوعاتي كه تا بدينجاي امر رسيدهاند پرداختند تا با بهرهمندي از نظرات دوستان، به تكميل كارشان بپردازند. هادي اسماعيلي: رابطه بين فرهنگ و انسان كامل نظرات دوستان:
جواد نظري مقدم سياهمزگي: سياستهاي كلان پيغمبر در حوزه ارتباطات بين فرهنگي در عهد مدني
ميثم حيدري: استراتژي و تاكيك دعوت به اسلام(غير مسلمانان، در كشورهاي غير اسلامي)
حامد فروزان:ميان فرهنگي ايران و لبنان روحانيت بعنوان فرصتي خاص كه براي روحانيون ايران براي اثر گذاري در لبنان وجود دارد.
محمد رضا روحاني: جايگاه امر به معروف و نهي از منكر در ارتباطات اسلامي با نگاهي به ....
+
نوشته شده در پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت 0:47 توسط دانشجویان 82ای
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
تاملی بر موسیقی عامه پسند در ایران:تولید و مصرف موسیقی رپ فارسی میان جوانان
فرهنگ در چارچوب مطالعات فرهنگی صرفا بهترین مطالب اندیشیده شده و بیان شده( آرنلد.۱۹۹۸ و اف آر لیویس ۱۹۹۸) نیست، که نحوه ی زندگی کردن ما انسان هاست.آن معانی مشترکیست که ما خلق می کنیم و در زندگی روزمره مان با آنها سروکار داریم.فرهنگ عبارت است از رفتارها و فرایندهای معناسازی با متونی که در زندگی روزمره با آنها سروکار داریم( استوری.۲۰۰۳).متن نیز در همین چارچوب بعنوان الگویی بنیانی مورد استفاده قرار می گیرد.متن جایگاهی نیست که معانی در آن در یک سطح واحد از نگارش/ نوشتار، گفتار، فیلم، موسیقی و.../ برساخته شوند، بلکه بصورت در میان قرار دادن چیزی بین سطوح مختلف عمل می کند...متن مقوله ایست که نمی توان برای آن یک قرائت ممتاز یا صحیح قائل بود.همین عامل بیش از هر عامل دیگری توجه دست اندرکاران مطالعات فرهنگی را به تنوع مخاطبین- مصرف کنندگان ساختارهای متنی که تحلیل می کنند، معطوف می سازد(یعنی به انعطاف پذیر بودن حیات اجتماعی متون) و به همین سبب مطالعات فرهنگی ناچار قرائت های خود را نیز به هیچ وجه مناقشه ناپذیر یا غائی نمی داند(موریس و فرا.۱۹۹۶).بنابراین فرهنگ واجد متون با تاکیدهای چندگانه(ولوشینف .۱۹۷۳) است و هر متنی در شبکه ای از روابط میان متنی موجود است. مطالعه ی متن بنا بر آنچه فرا و موریس روشن ساخته اند یعنی تبیین و تعیین جایگاه آن در طیفی از برهه های ناسازگار نگارش متن/ بازنمایی و مبارزه . مطالعات فرهنگی در پی حفظ موازنه ی برهه های مختلف تولید فرهنگیست: تولید مادی/ تولید نمادین/ تولید متنی و تولید از طریق بکارگیری یا مصرف فرهنگی. فرهنگ عامه پسند واژه ای چند گفتمانیست.عامه پسندی این یا آن چیز بسته به داوری یا جبهه گیری ما نسبت به مردم ممکنست نشانه ای از ارزش مثبت یا منفی باشد.عامه پسندی رسانه ها نیز همچنان و بهمین دلیل ابهام دارد: آیا محصولات رسانه ها خوب هستند چون عامه پسندند و یا بدند چون عامه پسندند؟این ابهام به نظر دو جنبه دارد:یکی اینکه دقیقا روشن نیست فرهنگ عامه پسند تا چه میزان از سوی صنایع فرهنگی تزریق می شود و یا تا چه حد از تجربه ها، دوق و سلیقه و عادات خود مردم نشئت می گیرد.دیگر اینکه فرهنگ عامه تا چه میزان صرفا بیانگر موضع طبقاتی فرومانده، محروم است و یا تاچه حد منبع مستقل و بالقوه آزادبخشی برای شیوه های بدیل دیدن، خواندن، انجام دادن و... است. شیوه هایی که در تقابل با هژمونی نظام حاکم یا فرهنگ رسمی است. فرهنگ عامه پسند بویژه در سبک زندگی جوانان بسیار اثر گذار است.جوانان جایگزین های بیشتری را برای اوقات فراغت خود می یابند و تخصصی شدن فراورده های فرهنگی عامه پسند چون موسیقی انتخاب های بیشتری را به جوانان بخشیده است و به موازات آن ، جوانان از شکل های متنوع تری برای خودابرازی، مشارکت در عرصه های مختلف اجتماعی و بطورکلی انتخاب انواع متنوع سبک های زندگی آنهم بصورتی فعال برخوردار می شوند.فرهنگ عامه پسند گزینه های متفاوت و رقیبی را پیش روی جوانان قرار می دهد که هم می تواند ابزاری برای تمایز یابی و اعتراض نمادین باشد و هم ابزاری برای ایجاد وفاق و تقویت همبستگی ملی(ماریا و سوپ.۲۰۰۴). در سطح زندگی روزمره، موسیقی دارای قدرت است...موسیقی می تواند بر نحوه ی کنترل بدن ها، بر چگونگی رفتار با خود، چگونگی تجربه ی گذشت زمان، و چگونگی احساس- بر حسب انرژی و عاطفه- درباره ی خود ودیگران و درباب وضعیت ها، تاثر گذارد( دنورا.۲۰۰۰).موسیقی از مهمترین جنبه های فرهنگ عامه پسند، و زندگی روزمره مردم است.در دوره ی معاصر می توان از زندگی موسیقیایی سخن گفت که مشارکت در موسیقی همان قدر که از طریق دخالت فعال در فرایند تولید آن صورت می گیرد ، از طریق کرد و کارهای مصرف هم انجام می گیرد( بنت.۲۰۰۰)اکنون با توجه به واکنش های سبک گرایانه ی بوِیژه جوانان به موسیقی و شکل گیری انواع ژانرهای عامه پسند از دهه ی ۱۹۵۰ از راک اندرول به بعد، می توان به جایگاه فعالانه ی جوانان در مقام معنا بخشان به زندگی روزمره، تعیین کنندگان موقعیت خود در متن و زمینه های روزمره، عاملان برخوردار از ذوق و قریحه و زیبائی شناسی و...تاملی دوباره داشت. موسیقی رپ و بدنبال آن فرهنگ هیپ هاپ، ژانر موسیقیایی است که خاستگاه آن ایالات متحده امریکا و از المان های فرهنگ افریقائی های امریکایی تبار بوده است.رپ شامل ضربه های کوتاه و صداهای متامیز است.این سبک موسیقی که در دهه ۱۹۶۰ توسط سیاهپوستان آمریکایی در برانکس Bronx (واقع در نیو یورک) بوجود آمد نوعی سلاح مبارزه جوانان سیاه با تبعیض های نژادی رایج در آن زمان بود و به همین دلیل بود که به خاطر بیان مشکلات زندگی در گِتو ها (جایی برای زندگی مردمی که جزو اقلیت یک شهر به حساب می آیند) به موسیقی گتو نیز شهرت دارد. گرچه همواره سیاهپوستان را صاحبان موسیقی رپ میدانند اما نمیتوان از نقش آمریکایی های لاتینی تبار در زنده نگه داشتن این سبک چشم پوشی کرد .لکن رپ در دنیای امروز از چار چوبی که آنرا منحصراً مربوط به سیاهپوستان می ساخت خارج شده و به یک شیوه اعتراض برای جوانان جهان تبدیل شده ؛ در واقع هر جا که جوان ها هستند و هر کجا که نارضایتی وجود دارد رپ هم بعنوان یک شیوه اعتراض که در قالب موسیقی و در دل کلماتی که به سرعت و پشت سر هم پیاده می شوند نهفته است ٫ در آنجا حضور دارد. رپ ابتدا متکی به اشعار سیاسی بود لکن در تاریخ پانزده ساله ی خود، گونه های فرعی متنوعی را دربر داشته و دارد.رپ سیاهان امریکا ابزاری جهت تقابل با سیاست تبعیض نژادی، فقر و محرومیت ها بود.تا جائیکه رپ را سی ان ان سیاهان خوانده اند.رپ را می توان نمونه ی عالی موسیقی اعتراض یا انتقاد اجتماعی خواند.امروزه در امریکا محور اصلی رپ گنگستا رپ (Gangsta Rap) و تا حدود زیادی هاردکور رپ (Hardcore Rap) تشکیل میدهد به عبارت ساده تر امروزه مباحث اصلی این موسیقی را سکس ، مواد مخدر ، قانون شکنی و از اینگونه موارد است تا آنجا که منجر می شود خانواده ها فرزندان خویش را از گوش سپردن بدان ها منع کنند.
+
نوشته شده در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 1:54 توسط دانشجویان 82ای
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
|||||||||||
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 0:54 توسط دانشجویان 82ای
|
|
||||||||||||
|
||||||||||||
|
|
|
||||||||
|
فهرست کتب مرجع و دایره المعارف ها : 1 – جهان دانش ، فرهنگ دانستنیها . اثر محمد نژد ، 1371 2- دایره المعارف فارسی . غلامحسین مصاحب 3- دایره المعارف ها . ویلیام کتس ، 1384 4 – فرهنگ و دین : برگزیده مقالات دایره المعارف دین ، دین و تمدن – مقاله ها و خطابه ها ، 1374 6 – دایره المعارف بزرگ اسلامی . محمد کاظم بجنوردی 7 – واژه نامه ارتباطات . یونس شکر خواه مفاهیم اصلی : دین ، رسانه ، رسانه جمعی ، رسانه دینی ، معنا ، تعامل دین و رسانه ، پارادایم های پنج گانه Religion: دین Religious broadcasting : پخش مذهبی تهیه و پخش برنامه های رادیویی تلویزیونی یا اینترنتی در زمینه مذهب. media: رسانه مفهوم رسانه شقوق مختلفی دارد که حدود تعریف از آن را مشخص می سازد. Media content : محتوای رسانه ای آنچه رسانه را شکل می دهد. Media acculturation : فرهنگ سازی رسانه Ritualization : آداب سازی Mass media: رسانه جمعی مفهوم رسانه های جمعی یا رسانه توده وار بنا بر حوزه دربرگیری مخاطبین توده وار شکل می گیرد.
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 0:52 توسط دانشجویان 82ای
|
|
|||||||||
|
|||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 0:49 توسط دانشجویان 82ای
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 0:47 توسط دانشجویان 82ای
|
|
|||||||||||||||||
|
|||||||||||||||||
|
|
|
||||
|
عنوان پاياننامه : قانون جامع ارتباطات و بايستههاي آن در سالهاي اخير ، در بسيار از کشورها تحت تأثير پيشرفتهاي تازهي تکنولوژيهاي
ارتباطي بهويژه ظهور و صعود "اينترنت " به عنوان يک رسانهي نوين در
کنار وسايل ارتباط جمعي چاپي و سمعي – بصري قبلي ، گرايشهاي تازهاي براي تدوين و
تصويب قوانين جامع و فراگير دربارهي همهي رسانه هاي همگاني ، پديد آمدهاند .
هدف هواداران اين گرايشها آن است که بهجاي مقررات حقوقي گوناگون و پراکندهاي که
در طول دو قرن گذشته ، با عنوانهاي " قانون مطبوعات " ، "قانون
راديو و تلويزيون "، "قانون مطبوعات و وسايل ارتباط جمعي ديگر " و
نظاير آنها پديد آمده اند ، متن قانوني واحدي دربارهي تمام رسانههاي قديم و جديد
،تدوين و تصويب شود و به اينگونه ، علاوه بر وضع مقررات مورد نياز براي شيوههاي
ارتباطي نوين الکتروني و مخصوصاً ارتباطات اينترنتي ، به رفع تضادها و تعارضها
و همچنين تکرارها و همپوشيهاي موجود در قوانين ارتباط قبلي پرداخته شود [1]. از منظر ديگر ، ضرورت تدوين قانون جامع رسانهها را اينگونه ميتوان تبيين
نمود که :توسعه را با هر تعريفي که در نظر بگيريم ،ارتباطي تنگانگ با فرهنگ و ارتباطات
دارد .[2] فرهنگ بومي و شبکهي ارتباطي هر کشور ، يکي ازمباني اصلي توسعه و
شتاب و عمق ان به شمار ميرود ، همانگونه که ميزان توسعهيافتگي اثر مستقيم بر
دگرگونيهاي فرهنگي و ارتباطي باقي ميگذارد .[3] با گذشت زمان و رشد حيرت انگيز فناوري اطلاعات ،گسترش شهرنشيني ،افزايش سطح
سواد و مطالبات مردم ، تنوع رسانهها و آنچه در يک کلام انقلاب ارتباطات و
يا انفجار اطلاعات ناميده ميشود ، نه تنها اين رابطه به ضعف و سستي
نگراييد ، که روز به روز قويتر و آشکارتر گشت ، به گونهاي که فناوري اطلاعات به
محور توسعه و نه ابزار آن تبديل شد . [4] با توجه به جايگاه ويژه و محوري ارتباطات در توسعه ، تبيين نسبت اين دو مقوله
و تدوين قانون جامع ارتباطات در اين جهت ، در جمهوري اسلامي ايران ضروري به نظر ميرسد . لذاست که در برنامهي
چهارم توسعهي اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي
جمهوري اسلامي ايران (1384-1388) نيز بر خلاف برنامهي سوم توجه ويژهاي به عرصهي
ارتباطات شده است . در مادهي 119 برنامه چنين آمده که : " دولت مکلف است به
منظور حمايت از حقوق پديدآورندگان آثار فرهنگي ، هنري و امنيت شغلي اصحاب فرهنگ و
هنر ، مطبوعات و قلم ، بسترسازي براي حضور بين المللي در عرصههاي فرهنگي و هنري و
تنظيم مناسبات و روابط ميان اشخاص حقيقي و حقوقي مرتبط با امور فرهنگي و هنري ، اقدامهاي ذيل را به عمل آورد : [که در قسمت
ب چنين آمده : ] ب. بازنگري و اصلاح قوانين مطبوعات و تبليغات ، نظام جامع حقوقي مطبوعات ،
رسانهها و تبليغات . همچنين در ماده 57 قانون برنامه ي چهارم ، چنين آمده که دولت موظف است به
منظور توسعه ارتباطات و فناوري اطلاعات ، تحقق اقتصاد مبتني بر دانايي و کسب
جايگاه برتر منطقه اقدام هاي ذيل را انجام دهد : [ که در بند ج چنين آمده ] ج . تهيهي لايحهي " قانون جامع ارتباطات " در سال اول برنامهي
چهارم . اين پاياننامه ، درصدد تبيين :
اين اصول در زمينههاي ذيل که بر چارچوب کلاسيک قلمرو حقوق
مطبوعات و شاخههاي مختلف آن استوار است ، طرح ميگردد : 1. مقررات
حقوقي بنيادي آزادي رسانهها 2. مقررات
مربوط به تأسيس و ادارهي رسانهها 3. مقررات
راجع به محتواي رسانهها 4. مقررات
مربوط به پيشبيني قانوني استثناها ،محدوديتها و جرائم رسانهاي 5. مقررات
استقلال حرفهاي روزنامهنگاري 6. مقررات
مشارکت روزنامهنگاران در مالکيت و مديريت نشريات دورهاي و رسانههاي ديگر 7. مقررات
حمايت از حقوق مالکيت معنوي آفرينشهاي فکري ،فرهنگي ،هنري و ادبي روزنامهنگاران 8. مقررات
حقوقي بين المللي ارتباطات و رسانهها . [7] شايان ذکر است که قانون جامع ارتباطات متاثر از رشتهي حقوق ارتباطات از لحاظ
موضوع و قلمرو شمول آن بر انواع رسانهها ، داراي شقوق ذيل است [8]:
بنابراين سوالات عبارتند از :
[1] معمتمد
نژاد ، کاظم ، نظام حقوقي جامع رسانههاي همگاني ، ، مجموعه مقالات سومين
سمينار بررسي مسائل مطبوعات ايران ، دفتر مطالعات و توسعهي رسانهها ، سال 1385 ،
ص 401 -468. [2]
اسماعيلي، محسن ، جايگاه ارتباطات و قانون در برنامه چهارم توسعه ،رسانه
، شماره پياپي 58 ، تابستان 1383. [3] همان . [4] آدبورن ، بعد فرهنگي
ارتباطات براي توسعه ، ترجمهي مهرسيما فلسفي ، مرکز تحقيقات ،مطالعات و سنجش
برنامهاي صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران ،چاپ اول ، 1379. [5] معمتمد نژاد ، کاظم ، نظام حقوقي جامع رسانههاي همگاني
، ، مجموعه مقالات سومين سمينار بررسي مسائل مطبوعات ايران ، دفتر مطالعات و توسعهي
رسانهها ، سال 1385 ، ص 401 -468. [6] اسماعيلي ، محسن ، بايستههاي
حقوق مطبوعات ، مجموعه مقالات سومين سمينار بررسي مسائل مطبوعات ايران ، دفتر
مطالعات و توسعهي رسانهها ، سال 1385 ، ص469-481.. [7] معمتمد نژاد ، کاظم ، نظام
حقوقي جامع رسانههاي همگاني ، ، مجموعه مقالات سومين سمينار بررسي مسائل
مطبوعات ايران ، دفتر مطالعات و توسعهي رسانهها ، سال 1385 ، ص 401 -468. [8] معتمد نژاد ، کاظم و معتمدنژاد ، رويا ، حقوق
ارتباطات ، دفتر مطالعات و توسعهي رسانهها ، سال 1386 ، ص 28.
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 7:58 توسط دانشجویان 82ای
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
ضمن سلام خدمت دوستان عزیز مفاهیم و کلیدواژه های اصلی و فرعی و منابع تاحدودی را تهیه و فهرست کرده ام که تقدیم می شود برای ارزیابی و دیدن نقدهای شما. پیشاپیش از طولانی شدن مطلب عذرخواهی می کنم.
کلمات و کليدواژه هاي اصلي: شيطان: ·شيطان قدرتي است نابکار و بسيار بدکار که بر هر موجود گستاخ و سرکشي قابل اطلاق است. (ناصري، 1369: 8). ·در فرهنگ عرب، شيطان نيرو و روحي است پليد و سرکش که بر هر موجود گستاخ و نافرمان قابل اطلاق است، خواه از آدميان باشد يا از پريان يا از چهارپايان. (همان). ·شيطان در المنجد و مجمع البحرين: الشيطان، ج شياطين، روح شرير، سمّي بذلک لبعد عن الخير و الحق. کل عات متمرد من أنس أو جن أو دابِّه ·شيطان= ابليس، مشتق است از شطن به معني مخالفت کردن و دور شدن و شيطان يعني نافرمان از دورخير و صلاح، دور شده، متمرد.(دايره المعارف تشيع، ج10، ص 220) ·شيطان در اديان ديگر: شيطان در يهود: در تورات، سفر پيدايش آمده است، ابليس به صورت ماري درآمد و با سخنان خود حوا را فريب مي دهد و موجب مي شود از ميوه ممنوعه بخورد و به همسر خود نيز بدهد که معرفت به نيک و بد پيدا مي کنند و متوجه عرياني خود مي شوند... شيطان در مسيحيت: در انجيل متي آمده آنگاه روح عيسي (ع) را به بيابان برد تا در آنجا شيطان او را وسوسه و آزمايش کند...(ريشه هاي شيطان پرستي در انجيل بسيار جالب توجه است.) (همان) شيطان پرستي: ·شيطان پرستي = Animism، ظاهرا اين نوع عقيده، از جزاير آفريقا به ساير نقاط روي زمين سرايت کرده، که از جمله در جزيره العرب، پيرواني از اين آئين وجود داشتند. آنها به ارواح طيبه و خبيثه احترام مي گذاشتند، گروهي فرشته و جمعي شياطين و اجنه را مي پرستيدند.(ناصري، 1369: 95) ·شيطانيه (نعمانيه): فرقه اي از غلات شيعه و پيرامون محمد بن نعمان ابي جعفر احوال مي باشند. محمد بن نعمان از موالي کوفه و از متکلمين شيعه بود. او را به خاطر دکان صرافي و کيمياگري که در طاق محامل داشته، مومن الطاق نام نهاده اند. همچنان که دشمنانش او را به جهت احول بودنش شيطان الطاق و فرقه اش را شيطانيه ناميده اند. مولف دبستان المذاهب مي گويد: اينان از فرقه قدريه اند و مي گويند خداي تعالي شيطان را نيافريده است، يعني شيطان را وجودي نيست زيرا در غير اين صورت لازم مي آمد خداوند به کفر کافران و معصيت عاصيان راضي بوده باشد. (جعفر زاده، 1383: 223) · شیطان پرستی یک حرکت مکتبی، شبه مکتبی و یا فلسفی است که هواداران آن شیطان را یک طرح و الگوی اصلی و قبل از عالم هستی میپندارند. آنها شیطان را موجودی زنده و با چند وجه از طبیعت انسان مشترک میدانند. شیطان پرستی را در گروه «راه چپ» مخالف با «راه راست» طبقه بندی میکنند. ...(دايره المعارف اينترنتي ويکيپديا، 12/2/87) · امنيت اجتماعي: امنيت اجتماعي واژه گسترده اي است که برمفاهيم مشابهي اطلاق مي شود که البته اين مفاهيم تفاوت معنايي بارزي دارند. تعاريف بسياري در اين حوزه جمع آوري شده است که به ارائه مختصري از آنها مي پردازيم. ·Social Security: به معناي تامين اجتماعي ترجمه شده است. در واقع حکايت از حفظ فرد در مقابل خطراتي دارد که اجتماع آن را براي افراد رقم مي زند. فرد را مقابل خطراتي که سبب آن، زندگي جمعي است همانند بيکاري، فقر، گرسنگي و عدم دسترسي به بهداشت، آموزش و پرورش و... حمايت مي کند.(کلاهچيان، 1384 : 135) ·Community security: براي اولين بار تونيس از اين اصطلاح نام مي برد. تونيس چشم انداز خاصي را با بکارگيري اين واژه در نظر دارد. وي Community را مجموعه اي از افراد مي داند که با يکديگر داراي ارتباط چهره به چهره مستقيم عاطفي و دلسوزانه هستند که بالطبع چنين جمعي از تعداد محدودي از افراد تشکيل مي شود. امنيت در اينجا به مفهوم مصون ماندن افراد عضو چنين گروههايي از فروپاشي يا گسيختگي روابط عاطفي و دلسوزانه است. (همان) ·Societal Security: امنيت اجتماعي شده. ويور براي اولين بار اين واژه را به کار برده و قصد خود را از بيان آن چنين توضيح مي دهد که: امنيت ملي بيشتر معطوف به تهديدات خارجي است و به حفظ حاکميت و قلمرو نظر دارد. (همان). امنيت اجتماعي اينجا عبارت است از توانايي گروهاي مختلف صنفي، قومي، ملي، جنسي و... در حفظ هستي و هويت خود. (به نقل از بوزان، 1998، صص 1-42). اين تعريف متضمن سه نکته است: الف- توانايي: در اختيار داشتن مکانيزم حقوقي و اداري براي ايجاد مانع و ترويج آن. ب- گروه: در امنيت اجتماعي، مرجع امنيت، گروه است. ج- هويت: خط فارق يک گروه ديگر است و مانع تلفيق دو گروه در همديگر مي شود. ·امنيت اجتماعي شده ناظر است بر: 1- امنيت هستي شناختي يا وجودي 2- جغرافياي انساني(نه جغرافياي طبيعي و موقعيت هاي استراتژيک و ژئوپلتيک) 3- ميکرو فيزيک قدرت (نه ماکرو فيزيک قدرت) 4- امنيت دگر 5- قابليت حفظ الگوهاي سنتي زبان، مذهب و عرف ملي (به تعبير گيدنز) (تاجيک، 1384، 60) ·امنيت اجتماعي شامل پاسداشت يا دفع تهديد از عنصري است که افراد يک جامعه را به همديگر مرتبط مي سازد. (کلاهچيان،1382 :141) واژگان فرعي: ·شيطان پرستي داراي انواع متفاوتي مي باشد که هر کدام راه خود را در ادبيات پيدايش و فلسفه وجودي مي پيمايند. اجمالا تقسيم بندي زير ارائه مي شود تا نقد عزيزان ما را در تکميل آن ياري کند: 1- شيطان پرستي سنتي: شامل جرياناتي موسوم به آنيميسم يا روح پرستي است و البته اين عنوان بيشتر بر فرقه هاي يزيديه که در عراق و اردن و ايران و سوريه پيرو دارد اطلاق مي شود که به صورت يک دين عرضه شده است. 2- شيطان پرستي ديني: اگرچه ضروري است كه متذكر شويم اينكه اساساً آيا ميتوان شيطانپرستي را ديني خواند ، محل سوالهاي جدي است ، لكن با توجه به اينكه در اغلب كشورها چنين دستهبندي ارائه شده است از عنوان " شيطانپرستي ديني " عيناً استفاده ميشود . مبناي بنيادين اين نوع از گرايش به شيطانيسم ، پرستش يك نيروي ماوراء الطبيعه اساطيري و يا چند خدايي ميباشد . عمده پيروان آن به " خدايان " رم باستان ، الهههاي شرقي و ... گرايش دارند. اما ركن اصلي اين نوع نيز مانند ساير انواع تاكيد بر پرورش استعدادهاي شخصي انسان و در حقيقت خودپرستي است . 3- شيطانپرستي فلسفي : اين نوع گرايش عبارت است از اينكه محور و مركز عالم انسان است" اين شاخه از شيطان پرستي به پايهگذاري اين فرقه به نام " آنتوان لاوي " نسبت داده ميشود. (خبرگزاري فارس،18/2/1387http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8610080072) البته در دايره المعارف ويکيپديا شيطان پرستي فلسفي و لاويي را دو دسته کرده است که در واقع همپوشاني دارند و يکي هستند. · آنتوان لاوي: در مورد شخصيت وي مطالب بسياري جمع آوري شده که خلاصه آن بدين گونه است: نام كامل وي " آنتوان شزاندر لاوي " (Anton Szandor Lavey) ميباشد . وي در يازدهم آوريل سال 1930 ميلادي در شيكاگو آمريكا متولد و به همراه خانوادهاش به سانفرانسيكو عزيمت نموده و تا زمان مرگش در آنجا ساكن ميشود . وي شخصيتي ناهنجار و ناسازگار بوده كه در سن 17 سالگي ضمن فرار از تحصيل و حضور در خانه به عنوان خدمه و دلقك به يك سيرك ميپيوندد . لاوي در سال 1950 ميلادي در دايره جنايي پليس آمريكا به عنوان عكاس جنايي مشغول به كار ميشود كه تاثيرات عمدهاي را نيز ميپذيرد . آنتوان در سال 1952 با " كارول لنسيگ " ازدواج ميكند اما بنابر دلايلي اعم از عدم التزام به اصول اوليه اخلاقي و پايبندي به روابط خانوادگي و شيفتگي به زن ديگري به نام " داين هگارتي " از همسر اولش جدا شده و از سال 1960 به بعد روابط نامشروعي را با وي آغاز ميكند . لاوي يك فرزند نامشروع از هگارتي كه هرگز با وي ازدواج نكرد را به دست ميآورد . وي همچنين علاقه وافري به نوازندگي پيانو داشته و طبق اطلاعات موجود در همين سالها روابط جدي و پردامنه را با برخي عناصر سازمان (CIA) همچون " مايكل آكينو " برقرار ميكند . اين فرد مرتبط با سازمان جاسوسي آمريكا در تاريخ 30 آوريل 1966 در حال كه براي جمعي از اعضاي حلقههاي سري " دايره اسرارآميز " با سري تراشيده سخن ميگفت ، مدعي بنيانگذاري " كليساي شيطان " شد . نامبرده كتابي را تحت عنوان " انجيل شيطان " و كتاب ديگري نيز با نام " آئين پرستش شيطاني " به چاپ رساند . روز مرگ لاوي با نام " هالووين " در آمريكا شناخته ميشود . ·آسيب هاي اجتماعي: Social Harms، آسيب هاي اجتماعي به نوعي بي سازماني اجتماعي است که به شکل مستمر و فزاينده اي ارزشهاي محوري جامعه را مورد چالش قرار مي دهد که در بستر اجتماعي متاثر از اختلال کارکردي در نظم اجتماعي و نابرابري در ابعاد فرهنگي، اجتماعي، سياسي و اقتصادي است که در عمق، مسائل اساسي نظير تورم، بيکاري و فقر را توليد و در سطح، انحرافات اجتماعي را در حوزه امنيت عمومي بازتوليد مي کند. (محبوبي منش، فصلنامه دانش انتظامي، سال هشتم، شماره3) براي تبيين آسيب هاي اجتماعي به چهار نظريه مهم و برجسته جامعه شناختي اشاره مي کنيم: 1- نظريه فشار و ساختار که شمال چهار نوع رفتار انحرافي در اين زمينه است. 1-1-نوآوري Innovation 2-1-مراسم گرايي Ritualism 3-1-کناره گيري Retreatism 4-1- سرکشي Rebellion 2-نظريه انتقال فرهنگي 3- نظريه کنترل اجتماعي 3-نظريه برچسب زدن (نستوه، 1382: 87-91) ·انحرافات اجتماعي Social Deviation: تقسيم مي شود به مفاهيم جزئي تري از جمله کژرفتاري هاي اجتماعي، ناهنجاري هاي اجتماعي، عبور از فرهنگ و مفاهيمي از اين دست. کژرفتاري اجتماعي: جامعه شناسان ريشه بسياري از کژرفتاري ها و آسيب ها را در محيط و شرايط اجتماعي جستجو مي کنند و علل زير ساز بسياري از آنها را خود جامعه مي دانند. وقتي خواست هاي فرد با انتظارات جامعه هماهنگ نباشد، نابهنجاري فرد آغاز مي شود و در صورت تداوم، زمينه هاي کجروي را پديد مي آورد. (نستوه، 1382: 86) ·آنومي يا آشفتگي: هرگاه بين انتظارات يا نيازها و وسايل تحقق آن، فاصله ايجاد شود، آنومي يا آشفتگي اجتماعي به وجود مي آيد و مي توان نمود آن را در روابط اجتماعي انسان ها شاهد بود. دکتر رفيع پور درباره تعريف آنومي: منظور از آنومي يا آشفتگي اجتماعي يک وضعيت بي قاعدگي يا بي هنجاري است که در آن، افراد قادر نيستند بر اساس يک نظام از قواعد مشترک ارتباط متقابل برقرار کنند و نيازهاي خود را ارضا نمايند، در نتيجه نظم فرهنگي و اجتماعي از هم پاشيده مي شود. (خوشکار، 1382: 71) منابع: 1- ناصري، محمد، چهره شيطان در قرآن به انضمام شيطان و شيطان پرستان، دارالقرآن الکريم، قم،1369 2-مجموعه مقالات همايش امنيت اجتماعي،شماره يک و دو، معاونت اجتماعي ناجا، 1382 3- فرهنگ خواه، محمد رسول،شيطان در ادبيات و اديان، نشر عطايي،تهران، 1976 4- تونجي، محمد، يزيديان يا شيطان پرستان، نشر عطايي، تهران، 1380 5- شاهنگي، محمد، حجاب و امنيت اجتماعي، نشريه حمايت، 23-9-83 6- سلطاني رناني، مهدي، حجاب و امنيت اجتماعي، درسهايي از مکتب اسلام، شماره44 7- روي، پل، معماي امنيت اجتماعي، ترجمه منيژه نويد نيا، فصلنامه مطالعات راهبردي شماره 21 8- دايره المعارف تشيع، جلد دهم، نشرشهيد سعيد محبي، 1383 9- محبوبي منش، حسين، تاملي کوتاه درباره آسيب هاي اجتماعي به عنوان مسئله امنيت عمومي، فصلنامه دانش انتظامي، سال هشتم، شماره3 10- نويد نيا، منيژه، چندگانگي امنيت، امنيت ملي،عمومي و امنيت اجتماعي، فصلنامه مطالعات امنيت اجتماعي، سال اول، شماره 2-3، 1384 11- نستوه، هدايت الله، آسيب هاي اجتماعي: تبيين و ديدگاهها، فصلنامه مطالعات امنيت اجتماعي، پيش شماره دوم، 1382 12- خوشکار، عليرضا، آنومي يا آشفتگي اجتماعي در روابط جوانان، فصلنامه مطالعات امنيت اجتماعي، پيش شماره اول، 1382 13- Galasso,Vincenzo,The political Future of social security Aging societues,the MITpress,2006 سايتها: 14- شيطان پرستي، دايره المعارف اينترنتي ويکيپديا: www.fa.wikipedia.com، بازيابي: 87/2/12 15- فارس نيوز، شيطانگرايي يكي از جريانهاي فاسد فكري غرب است، http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8610080072 بازيابي: 87/2/18 16- متالیکا نماد شیطان پرستی، http://www.guitar4all.com/?p=1152، بازيابي: 87/2/18 17- آنتوان لاوي، دايره المعارف اينترنتي ويکيپديا: www.fa.wikipedia.com، بازيابي: 87/2/12 18- فرجي نژاد، محمد حسين، پروژه آخرالزمان سازي هاليوود، http://www.qabas.org/farsi/nashrie/Puya/05/21.htm بازيابي: 87/2/14 19- شيطان پرستي مدرن : انسان خودش يک شيطان است!، برنا نيوز، http://www.bornanews.com/NSite/FullStory/?Id=125667 بازيابي: 87/2/14 20- اروند ملا،انسان پست مدرن و معنويت زميني- قسمت اول عرفان تقلبي، سايت بانک اطلاعات نشريات کشور، www.magiran.com/npview.asp?ID=1533993، بازيابي: 87/2/14 ... در اين زمينه منابع بسياري ديگر نيز جستجو و يافته شده است که البته چون هنوز آنها را مطالعه نکرده ام در فهرست منابع قرار نداده ام. به زودي منابع لاتين ترجمه و بر روي وبلاگ پست خواهد شود. در اين زمينه بسيار محتاج ياري و راهنمايي هاي ارزنده شما هستم.
+
نوشته شده در شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 19:19 توسط دانشجویان 82ای
|
|
|||||
|
|||||